بررسی فرضیه شناخت بنیاد نوآوری بهینه در «شعری برای جنگ» قیصر امین‌پور

نویسندگان

1 استادیار زبان‌شناسی مرکز آموزش عالی کاشمر

2 استادیار زبان‌شناسی مرکز آموزش عالی کاشمر

doi
10.22059/jolr.2018.65516
چکیده

فرضیه نوآوری بهینه که در زبان­شناسی شناختی مطرح‌شده است بر این فرض است که محرکی که تا حدودی جدید است و البته مقداری آشنایی نیز در آن وجود دارد، بیشـترین لذت هـنری را منـتقل می­کند. این فرضیه شبیه به هنجارگریزی و برجسته­سازی در ادبیات است و بر اساس آن، این تحقیق به بررسی این فرضیه می­پردازد که لذت ادبی در عبارات هنجارگریز شعر قیصر امین­پور به‌دلیل نوآوری همراه باکمی آشنایی در این عبارات است و نه به‌دلیل نوآوری محض. به نظر می­رسد تاکنون در زبان فارسی، محققی از دیدگاه این فرضیه به بررسی آثار ادبی نپرداخته باشد و بنابراین، برای اولین بار محقق به بررسی این فرضیه در شعر «شعری برای جنگ» از قیصر امین­پور پرداخت. عبارات هنجارگریز «شعری برای جنگ» بر اساس الگوی لیچ استخراج شد و روایی آن به‌صورت صوری و محتوایی مورد تأیید دو کارشناس ادبیات فارسی قرار گرفت. سپس پرسشنامه­هایی تهیه شد و از شرکت­کنندگان خواسته شد میزان آشنایی با این عبارات را روی محور مشخص کنند. نتایج توسط آزمون آماری «تی» بررسی شد و این نتیجه حاصل شد که عبارات هنجارگریز شعر مذکور، کاملاً نو نیستند و میزانی آشنایی در آن‌ها وجود دارد و فرضیه مورد تأیید قرار گرفت.