تعاونیهای روستایی و حکمرانی روستایی در ایران
نویسندگان
1 استاد جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
2 مدیر اجرایی مجله توسعه روستایی (علوم اجتماعی سابق)، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrd.2013.30285چکیده
از زمان تأسیس تعاونیهای روستایی رسمی در کشور بیشتر از نیم قرن میگذرد. بنابراین بررسی سیر تحول، رابطه دولت و تعاونیها و نقش و اهمیت آنها در توسعه و پیشرفت جامعه روستایی بیش از پیش ضروری بهنظر میرسد. هدف این مقاله بررسی تعاونیهای روستایی از گذار حکمرانی روستایی در ایران است. برای چنین منظوری ابتدا تبیینی از دموکراسی در تعاونیهای روستایی ایران آورده شده است سپس در ادامه به بررسی رابطه بین دولت و تعاونیهای روستایی با توسل به دیدگاه حکمرانی روستایی و در قالب سه بعد هماهنگی، اعتماد و کنترل پرداخته شده است. روش تحقیق تحلیلی- اسنادی است که سعی شده با استفاده از منابع دست اول و کتابخانهای در رابطه با تعاونیهای روستایی و حکمرانی به بررسی آنها پرداخته شود. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که دموکراسی در تعاونیهای روستایی ایران در عمل اجرا نشده و بهعنوان یک روش مؤثری برای توسعه به آن نگاه نشده است. همچنین با تبیین رویکرد حکمرانی، شرکتهای تعاونی روستایی میتوانند در هر دو سوی سیاستهای قانون-محور و سیاستهای تغییر-قانون درگیر شوند. به دلیل ابهام در نگاه دولت و روستاییان به تعاونیها، موضوع اعتماد و کنترل به شکل بارزی در رابطه بین آنها مطرح گشته است. بهطور کلی چه قبل از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن، دولت از ظرفیتهای تعاونیهای روستایی استفاده مؤثری ننموده و نقش آنها در تحقق حکمرانی روستایی نادیده گرفته شده است در حالیکه تعاونیهای روستایی شیوه مؤثری برای توسعه روستایی در ایران است.