بررسی و مقایسه بهرهبرداران مستقل خانوادگی با بهرهبرداران مشارکتی به منظور ارائه الگویی از نظام بهرهبرداری زراعی
نویسندگان
1 استادیار مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی وزارت جهاد کشاورزی. تهران. ایران.
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی توسعه روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران.
doi
10.22059/jrd.2013.30291چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه بهرهبرداری مستقل خانوادگی با بهرهبرداری مشارکتی است. منظور از بهرهبرداری مشارکتی در این پژوهش، همکاری بهرهبرداران خردهپا به عنوان مالک زمین، آب و نیروی کار با کشت و صنعتهای خصوصی است که فناوری و دانش نوین کشاورزی را در اختیار دارد. جامعه آماری پژوهش حاضر، 2000 صیفیکار (گوجهکار) در شهرستان کرمانشاه است. 170 صیفیکار مستقل و 170 بهرهبردار همکار با کشت و صنعت روژین تاک، از میان 34 روستا با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. روش پژوهش، پیمایش با ابزار پرسشنامه و فنون کیفی از قبیل مصاحبه باز و بحث گروهی بوده است. اعتبار پرسشنامه نیز از نوع صوری بوده است که اساتید خبره در این حوزه، آن را تأیید کردند. روایی پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ 71/0 سنجیده شد. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه بهرهبرداران مستقل و بهرهبرداران همکار کشت و صنعت به لحاظ تنوع کشت، تجربه کشت، گرایش به نوگرایی در کشاورزی، استفاده از امکانات و فناوری کشاورزی، میزان درآمد محصول و میزان عملکرد محصول در هر هکتار وجود دارد. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که کشت و صنعت مورد بررسی، از طریق برنامههای ترویج و آموزش، تقویت روحیه مشارکت و کارهای گروهی، عرضه خدمات کشاورزی رایگان و تلفیق دانش بومی با دانش مدرن کشاورزی، علاوه بر جلب اعتماد و مشارکت بهرهبرداران کوچکمقیاس، باعث بهبود فراوان در افزایش عملکرد در هکتار گوجهفرنگی و افزایش درآمد آنها شده است. مدل ارائه شده در پژوهش حاضر، تلفیقی از نظام بهرهبرداری خانوادگی و بهرهبرداری کشت و صنعتهای خصوصی است.