علل انفعال نخبگان سیاسی در دوره پهلوی و تأثیر آن بر بحران کارآمدی
نویسندگان
1 ( دانشجوی دکتری علوم سیاسی_ اندیشه های سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران )
2 (استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران، نویسنده مسئول)
doi
چکیده
پژوهش حاضر درصدد است علل انفعال نخبگان سیاسی در دوره پهلوی دوم را مورد بررسی قرار دهد و تأثیر آن را بر بحران کارآمدی و پاسخگویی نشان دهد. بر همین اساس، سؤال پژوهش حاضر این است: انفعال نخبگان سیاسی در دوره پهلوی تحت تأثیر چه عواملی بوده و چه تأثیری بر بحران کارآمدی و پاسخگویی در دوره محمدرضا شاه داشته است؟ فرضیه این است: ویژگیهای روانی محمدرضاشاه از جمله نیاز به اطاعت، سرسپردگی و پذیرش متملقان از یک سو و همسویی ایدئولوژیکی، منافع مشترک طبقاتی و گروهی نخبگان سیاسی ابزاری، از سوی دیگر باعث انفعال نخبگان سیاسی منتقد و افزایش شکاف میان توده مردم و حکومت شده بود. در واقع یافتههای پژوهش حاضر از منظر نخبگانی به شکاف نخبگان سیاسی از جامعه و مردم و پیوند آنان با دستگاه حکومت پهلوی اشاره میکند که در نهایت به گسترش فاصله حکومت از منافع عموم منجر شده بود و پاسخگویی حکومت را از بین میبرد که در نهایت به بحران کارآمدی و پاسخگویی منتهی شد. ویژگیهای روانی محمدرضاشاه نیز به دلیل خودشیفتگی و تأیید اجتماعی از سوی نخبگان ابزاری یکی دیگر از عوامل بحران پاسخگویی است. پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی بهره میبرد که در نهایت به شیوه اسنادی و کتابخانهای به جمعآوری اطلاعات پرداخته است و از منظر تحلیلی به بررسی موضوع میپردازد.