بررسی رابطه بین سواد دیجیتال، نگرش فناورانه و سبک زندگی سالم با توانمندی زنان در مدیریت ورزش خانواده در عصر هوش مصنوعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مطالعات زنان، دانشگاه ادیان قم، قم، ایران

2 دانشیار دانشگاه الزهرا، پژوهشکده زنان، گروه علوم اجتماعی و جمعیت، تهران، ایران

3 دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی (گرایش: فیزیولوژی ورزشی)، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22034/jsmk.2026.68619.1170
چکیده

در عصر تحولات فناوری و گسترش هوش مصنوعی، نقش زنان در مدیریت سبک زندگی و ورزش خانواده دچار تحولاتی بنیادین شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سواد دیجیتال، نگرش فناورانه و سبک زندگی سالم با توانمندی زنان در مدیریت ورزش خانواده در عصر هوش مصنوعی است. این مطالعه به‌روش توصیفی-همبستگی و از نوع تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شده است. جامعه آماری شامل زنان فعال در حوزه تربیت‌بدنی و سلامت خانواده در شهر کرج است که با روش نمونه‌گیری در دسترس، 120 نفر به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌های سواد دیجیتال (Van Deursen و همکاران، 2014)، نگرش فناورانه TechPH (Anderberg, Eivazzadeh, and Berglund، 2019)، سبک زندگی سالم (Walker و همکاران، 1987) و توانمندی در مدیریت ورزش خانواده جمع‌آوری شدند. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد بین تمامی متغیرهای پیش‌بین و توانمندی زنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (001/0>p). همچنین، نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که مدل طراحی‌شده قادر است 2/79 درصد از تغییرات توانمندی زنان را به‌طور معنادار پیش‌بینی کند (001/0>p، 792/0=R²). در این مدل، سبک زندگی سالم (535/0=β) و سواد دیجیتال (417/0=β) پیش‌بین‌های معنادار توانمندی بودند، در حالی که نگرش فناورانه اثر معناداری نداشت (05/0<p). این یافته‌ها نشان می‌دهد که ارتقای توانمندی زنان در مدیریت ورزش خانواده مستلزم توجه هم‌زمان به آموزش سواد دیجیتال و بهبود سبک زندگی سالم است و صرف نگرش مثبت به فناوری بدون مهارت و کاربرد عملی، تأثیر چشمگیری نخواهد داشت. نتایج پژوهش می‌تواند مبنایی برای طراحی برنامه‌های آموزشی و سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر فناوری در حوزه سلامت خانواده باشد.