رویکرد جامعهشناختی به مهارتهای ارتباطی معلمان روستایی در منطقه ارشق
نویسندگان
1 دانشیار گروه روشها و برنامه های آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد آموزش بزرگسالان، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
doi
چکیده
در پژوهش حاضر، مهارتهای ارتباطی آموزگاران دوره ابتدایی در فرایند یاددهی – یادگیری در نیمسال اول سال تحصیلی 90-1389، از نظر دو گروه آموزگاران و دانشآموزان در روستاهای منطقه ارشق استان اردبیل مورد بررسی قرار میگیرد. نمونه مورد مطالعه از دو جامعه آموزگاران و دانشآموزان انتخاب شده است که به ترتیب 50 آموزگار و 200 دانشآموز را شامل میشود. روش نمونهگیری، تصادفی ساده و پژوهش از نوع توصیفی است. ابزار اندازهگیری در پژوهش حاضر، پرسشنامه مهارتهای ارتباطی است که دو نوع برای جامعه آموزگاران و دانشآموزان را شامل میشود. طبق یافتههای پژوهش که با استفاده از روشهای آماری استنباطی و توصیفی استخراج شده است، آموزگاران روستایی، میزان مهارتهای ارتباطی خود را زیاد دانستهاند. ولی دانشآموزان مهارتهای ارتباطی آموزگاران خود را در حد متوسط و کمتر از آن دانستهاند. در واقع، آموزگاران، بر عکس دانشآموزان، تصویر مثبتتری از مهارتهای ارتباطی و ارتباطات میانفردی در کلاس درس دارند. به عبارت دیگر، طبق یافتههای پژوهش، در مدارس روستایی مورد بررسی، روابط انسانی موجود، رضایتبخش نیست که یکی از دلایل آن، شاید عدم آشنایی آموزگاران با فرهنگ، محیط و شرایط روستا است.