نقش عرف در فقه ابن ادریس

نویسندگان

1 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد

2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز

3 . استاد گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد.

doi
10.22059/jjfil.2016.60141
چکیده

  شیوه­ تفکر هر فقیهی در شرایط زمانی و مکانی خاصی شکل گرفته و در استنباط‌های وی اثرگذار است. تحولات و پیشرفت فقه، نتیجه همین تأثیر و تأثرها است. درک ابن­ادریس از زمان خود، شناخت جامعه­ای که در آن می­زیسته و تلاش وی برطرف کردن مشکلات و بیان احکامِ متأثر از آن، سبب شد تا وی به عنوان فقیهی با شهامت بکوشد تا فضای رکود و سکونِ حاکم بر فقه عصر خود را شکسته و با توصیف این دوران به دوران نازاییِ عقول و واماندگیِ ذهن­ها، ضمن اعتراض به آرای گذشتگان، نقش زمان و مکان را در تحول فقهی بازنماید و فقهی نوین را پایه­گذاری کند. از نظر ابن ادریس، عرف عبارت است از عمل یا گفتاری که به صورت پیوسته در میان مردم رایج است. وی معتقد است که عرف به واسطه داشتن دو منشأ متفاوت، دو کارکرد مختلف دارد: کارکرد استقلالی که عهده‌دار کشف حکم است و کارکرد ابزاری که وظیفه تعیین موضوعات و مصادیق احکام و تبیین معانی الفاظ را به انجام می‌رساند.  

کلیدواژه‌ها