طرحوارههای تصوری «دنیا» در خطبهها و حکمتهای نهجالبلاغه بر اساس الگوی طرحوارههای ایوانز و گرین
نویسندگان
1 دانشگاه الزهرا
2 دانشگاه الزهرا
doi
10.22052/12.2.6چکیده
در سه دهۀ اخیر، رویکرد زبانشناسی شناختی (cognitive linguistics) بهطور خاص مورد توجه زبانشناسان قرار گرفته است. در این رویکرد ساختارهای اطلاعاتی ذهن، نقش اساسی در تعامل با جهان دارد و سازماندهی،پردازش و انتقال اطلاعات توسط زبان صورت میگیرد. از این منظر، استعاره و تصاویر ذهنی از مهمترین مقولههای ساختاری زبان به شمار آمدهاند. همچنین استعاره نهتنها ابزار زیباییشناسی، بلکه ابزاری فرازبانی شمرده شده که نظام مفهومی انسان را شکل و به اندیشه، رفتار و زبان او جهت میدهد. ایوانز و گرین نیز طرحوارههای تصوری را زیرمجموعهای از «تجسم و ساختار مفهومی» معرفی کردهاند. در جستار حاضر، پس از تعریف استعاره و برشمردن تفاوتهای دو نگاه سنّتی و نوین به این مقوله، به تعریف طرحوارههای تصوری پرداخته شد و طرحوارههای تصوری دنیا در پیکرۀ خطبهها و حکمتهای نهجالبلاغه در چهارچوب معناشناسی شناختی بر اساس مدل انتخابی «طرحوارههای تصوری ایوانز و گرین» مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه آنکه بر اساس انواع کلی طرحوارههای ارائهشده در این الگو، طرحوارههای حرکتی، ظرفبودگی، نیرو، اتحاد، فضا، تعادل، همسانی و شیء(موجودیت) در بافت متنی خطب و حِکَم نهجالبلاغه وجود دارد. از این میان، بیشترین بسامد طرحوارهها، مربوط به طرحوارۀ حرکتی است؛ همچنین بیشترین کاربست طرحوارهها، مربوط به دنیای مذموم بوده است.