اجتهاد و تحولات سیاسی-اجتماعی با تأکید بر نظریه بسیج اجتماعی؛ مطالعه موردی دوره آیت‌الله بهبهانی تا امام خمینی (ره)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده علوم انسانی ،گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی(ره)شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار دانشکده علوم انسانی،گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی(ره)شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

doi
چکیده

تحولات سیاسی و اجتماعی همواره در ارتباط با نظام‌های اندیشه‌ای و فکری در جوامع مختلف قرار دارند. تحولات فکری در نظام فقهی تحت عنوان اجتهاد شناخته می‌شود که در دوران تقابل اصولیون و اخباریون به اوج رسیده و تا به امروز نیز ادامه دارد. با این اوصاف، گرایش غالب تحقیقات انجام شده این است که تحولات فکری و سیاسی متاثر از غرب در حوزه تفکر و سیاست، عامل چرخش شیوه فقاهت شیعه از اخباری‌گری به شیوه فقه اصولی بوده است، اما در مقاله حاضر، نگارنده با بررسی سیر تاریخی تحول در فقاهت شیعه و تحولات فکری و سیاسی ایران به نتیجه معکوس می‌رسد که دقیقا تحولات فقه شیعه از اخباری به اصولی، زمینه تحول فکری و سیاسی ایران را ایجاد کرده است. روند تحول فقاهت از وحید بهبهانی و رویکرد اصولیش آغاز و با ولایت مطلقه فقیه و تاکید بر دو عنصر زمان و مکان به عنوان بخش تفکیک‌ناپذیر فقاهت در رویکرد امام خمینی به اوج می‌رسد. این روند متقارن است با تحولات فکری و سیاسی ایران که از مشروطیت آغاز و در انقلاب اسلامی به اوج می‌رسد. گذر از رویکرد اخباری به اصولی باعث توجه فقه شیعه به حوزه‌های سیاسی و اجتماعی شد که از نتایج آن، شکل‌گیری جنبش‌های سیاسی و اجتماعی، توجه به نارسایی‌ها و ناکارآمدی‌های سیاسی غیردینی، توجه به احکام و دستورات فقهی برای طرح جامعه مطلوب سیاسی و مبارزه با بی عدالتی، فقر و فساد بوده است. اوج این تکامل و تحول، شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) است. روش نگارنده توصیفی با رویکرد تاریخی است و از مدل «بسیج اجتماعی» چارلز تیلی به عنوان مبنای پژوهش استفاده می کند.