آغازۀ زمانی مسّ شیطان تحلیل و سنجش حدیث «ما من بنیآدم مولود الا یمسه الشیطان حین یولد»
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشگاه تهران
doi
10.22052/0.21.217چکیده
موضوع تسلط شیطان از جمله موضوعاتی است که در شماری از آیات قرآن و احادیث اسلامی مطرح شده است. برای اشاره به تسلط شیطان بر انسان در روایات، از لفظ مسّ استفاده شده است؛ از جمله در روایتی منسوب به پیامبر2 به نقل از ابوهریره چنین آمده است: «ما من بنیآدم مولود الا یمسه الشیطان حین یولد.» روایت مذکور با توجه به معنای غالبی مسّ در لغت که به معنای برخورد فیزیکی بین دو چیز به کار رفته است، به تسلط شیطان بهصورت مطلق بر تمام بشر از زمان طفولیت اشاره دارد. این برداشت از روایت ابوهریره، با آیات قرآن و دیگر روایتهایی که تسلط شیطان بر انبیا و بندگان مخلص خداوند را نفی میکنند، در تعارض است. رویکرد شارحان در رفع تعارض مذکور به سه گونه قابل تقسیم است: رویکرد قبول و تصحیح، رویکرد توجیه معناشناختی و رویکرد تضعیف و رد. رویکرد توجیه معناشناختی بهعنوان نظریۀ معیار، ضمن پذیرش صدور روایات با رد کردن رویکردهای جعل و ضعیف بودن روایت و عدم پذیرش معنای ظاهری در دیدگاه قبول و تصحیح، به جمع بین آیات و روایات پرداخته و دیدگاه مقبولانهتری را ارائه کرده و تعارض ظاهری بین آیات و روایت «ما من مولود الا أن یمس الشیطان» را رفع کرده است. در واقع مراد از مسّ در این روایات معنای تماس فیزیکی نیست، بلکه امید به اغوا و وسوسه کردن هریک از اولاد بشر توسط شیطان از آغاز تولد است و هیچ ارتباطی بین مس در این روایت و تسلط داشتن شیطان بر اولاد بشر از زمان کودکی وجود ندارد.