رابطۀ دولت و طبقۀ متوسط جدید در ایران پس از انقلاب اسلامی(1392-1384)
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران
2 استاد یار علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد آزاد شهر و استادیار مدعو دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
طبقۀ متوسط یکی از گروههای مهمی است که تحت تأثیر ماهیت رانتیری دولت ایران قرار داشته و آن طور که صاحبنظران همواره اعتقاد دارند، این طبقه است که حامل اصلی دموکراسی و توسعۀ سیاسی است. سئوال اصلی که این مقاله درصدد پاسخ به ان میباشد این است که روابط دولت و طبقه متوسط در فاصله میان سالهای 1392-1384 چگونه بوده است؟ فرض اصلی و اساسی پژوهش این است که به واسطه وابستگی شدید دولت به درآمدهای نفتی و بی نیازی نسبی از جامعه، خواستههای طبقه متوسط به حاشیه رفته بود. نتایج تحقیق نشان میدهد، تأکید بر شعار عدالت در عرصۀ داخلی، به موازات کم توجهی به توسعۀ سیاسی و نهادهای مدنی و مواجهۀ مستقیم با افواج مردم، از مهمترین رویکردهای دولتهای نهم ودهم نسبت به طبقه متوسط بود. بررسی شاخصههای تحقیق همچون حاکمیت قانون، فساد، آزادی مطبوعات، استقلال طبقات نشان میدهد که در این دوره تقاضاهای طبقه متوسط براورده نشده بود. روش تحقیق در این مقاله، توصیف-تحلیلی است و شیوه گردآوری داده ها، کتابخانهای و از طریق فیش برداری صورت گرفته است.