رویکرد حدیثی تقریب گرایانۀ مغنیه در الکاشف
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22052/0.20.7چکیده
دانشوران مسلمان همواره از قرآن و سنّت به مثابۀ مهم ترین سرچشمه های فهمِ آموزه های دینی ییادکرده اند. سنّت و حدیث، خواه مترادف باشند یا به معنای حکایت گری حدیث برای سنّت، نقش ویژه ایدر تفسیر قرآن ایفا کرده اند.چنین م نماید مفسر الکاشف هم از حیث مبان و هم از جنبیۀ رو،، از سینّت تفسییری مالمیانِپیشینِ مسلمان، به ویژه مفسران شیع ، پیروی کرده اما در حوزۀ رویکرد تفسیری، شیوه ای متمیای رابه کار گرفته که شرایط اجتمام و فرهنگ روزگار،، متغیرِ تعیین کنندۀ آن بوده است.مسئلۀ اساس این پژوهش این است: با توجه به تأثیر شرایط اجتمام فرهنگ و دینی روزگیارمغنیه در شکل گیری تفسیر الکاشف، وی چگونه از حدیث بهره گرفته اسیت همننیین فیراز و فیرودحدیث در این تفسیر، از چه جایگاه برخوردار استاین تحقیق با رو، توصیف تحلیل نشان داده است مغنیه هم از جنبۀ استناد به منابعِ روای و هماز نظر رو،ِ کاربست حدیث در تعیین آیات، رویکرد تقریب اقنام را در نظر داشته است. این چنییننگاه از مبان خاصِ مغنیه، و نه مبان مشترک با سایر مفسرین، نشئت گرفتیه اسیت. تحلییل ایینرویکرد، بیانگر این نکته است که مغنیه به ضرورت اصلِ وحدت جامعۀ اسلام و مشترکات مسیلماناندر حوزۀ باورها و مقاید توجه و تأکید وافر داشته است. شاخصه های این جهیت گییری، هیم در نحیوۀاستناد مفسر به روایات فریقین و هم در رو، هم اف ای و همگرایانۀ وی، در مقیا ارجیاب بیه شییوۀمحدثان و مفسران پیشین در مقا تفسیر برجسته م نماید. اتخاذ این چنین رویکردی، تفسیر وی راکارآمد، پویا و مصری نشان داده است.