تحلیل علّی و زمینهای فرآیند انتقال قدرت در مدیریت روستایی براساس نظریهپردازی دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 دانشیار دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 دانشیار دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.48311/psp.2026.114315.0چکیده
در دهههای اخیر، نواحی روستایی با کمبود زیرساختها، مهاجرت نیروی کار جوان، ضعف مدیریتی و ناکارآمدی الگوهای سنتی روبهرو بودهاند. در واکنش به این مشکلات، رویکرد «مدیریت نوین روستایی» و «انتقال قدرت» از دولت مرکزی به نهادهای محلی مطرح شد اما روابط انتقال قدرت در سطح خرد و میکرو در روستاها کمتر مورد بررسی بوده است که در پژوهش حاضر، وضعیت این انتقال در روستاهای شهرستان زبرخان بررسی شده است. بر همین اساس، ابتدا با ترکیب مبانی نظری و مرور تحقیقات مرتبط، چارچوبی برای شناسایی عوامل مؤثر بر انتقال قدرت تدوین و سپس از طریق انجام مصاحبههای عمیق در قالب نظریهپردازی دادهبنیاد، مفاهیم کلیدی استخراج شد. برای گردآوری دادهها، ۱۶ نفر از مدیران محلی، دهیاران، اعضای شوراها، بخشداران و کارشناسان مسائل روستایی به روش گلولهبرفی و نظری انتخاب و با آنها مصاحبه شد. یافتهها نشان میدهد که باورها و هنجارهای فرهنگی به همراه ساختار نهادی موجود، بهعنوان «شرایط زمینهای»، بر چگونگی تحقق مدیریت نوین روستایی تأثیر مستقیم دارند و پیشبرد موفقیتآمیز این نوع مدیریت مستلزم همراهی عوامل فرهنگی، قانونی و مالی با نیازهای تازه حکمرانی محلی است. درصورتیکه فرهنگ روستایی گنجایش پذیرش شفافیت و مشارکت فراگیر را داشته باشد و ساختار نهادی نیز بستر قانونی و بودجهای مناسب را فراهم کند، فرایند انتقال قدرت به دهیاریها و شوراهای محلی سرعت میگیرد و اثربخشی آن بیشتر میشود. با این حال، نتایج نشان میدهد عواملی همچون قوم گرایی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، ضعف مهارتهای مدیریتی و ناکارآمدی ساختار نهادی، مانع از توزیع دمکراتیک قدرت و ایجاد زمینه حضور نقش آفرینان جدید در روستاها میشوند. درعینحال، تقویت آموزش و توانمندسازی مدیران محلی، برقراری شفافیت، افزایش مشارکت روستاییان و بهرهبرداری آگاهانه از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی، میتواند زمینه را برای تحقق مدیریت مردممحور و توزیع دمکراتیک قدرت و انتقال قدرت درونی روستا به افراد و اقشار جدید که در سیستم های قبلی مدیریتی روستا جایگاهی برای نقش آفرینی نداشتند فراهم آورد.