بررسی حقّ فسخ ناشی از تخلّف قراردادی در تعهّدات مدّتدار
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
doi
10.22059/jjfil.2013.35387چکیده
رعایت اصل لزوم قراردادی، رعایت حقوق متعهّد و رعایت حقوق متعهّدله و توجّه به قصد واقعی او از شرط مدّت در قرارداد از جمله مواردی است که باید در تعهّدات مدّتدار مورد ملاحظه قرار گیرد. هر چند که وفای به مدلول قرارداد یکی از آرمانهای مکاتب حقوقی بوده و آیۀ شریفۀ «أوفوا بالعقود» نیز بر آن تأکید دارد، ولی در بعضی موارد، از جمله تخلّف یکی از طرفین از اجرای تعهّد و وفای به عقد، قائلشدن حقّ فسخ برای طرف دیگر، ابزار مهمّی برای تحققّ عدالت است. با توجّه به مطالب فوق، اوّلاً؛ اگر قبل از اتمام مدّت معیّنه به صورت یقینی روشن شود که متعهّد در مدّت باقیمانده نمیتواند به تعهّد خود جامهی عمل بپوشاند و به عبارت دیگر، صبرکردن برای مدّت باقیمانده، عملی لغو و عبث باشد؛ و ثانیاً؛ از این صبرکردن برای متعهّدله ضرر تولید میشود، در این صورت، به استناد قواعد مسلّم همچون لاضرر و نفی عسر و حرج و سیرۀ عقلا، میتوان برای متعهّدله حقّ فسخ قائل شد؛ هرچند که مدّت معیّنه تمام نشده باشد و برخلاف رویهی قضائی محاکم ایران باشد.