تبیین راهبردهای سیاست خارجی ایران در مواجهه با سلسله مراتب ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی: تحلیل سناریوهای عملیاتی بر اساس واقعگرایی نوکلاسیک
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور، روانسر، ایران
doi
10.48311/psp.2026.114334.0چکیده
آسیای جنوبی به دلیل تمرکز جمعیتی بالا، حضور قدرتهای هستهای، رقابتهای اقتصادی و نظامی، و موقعیت راهبردی در اقیانوس هند، یکی از مهمترین کانونهای ژئوپلیتیک جهان معاصر است. ترتیب بندی قدرت در این منطقه، که بر اساس سنجشهای کمی با غلبه ساختاری[1] هند مشخص میشود، بصورت طبیعی فشاری ساختاری را بر بازیگران منطقهای اطراف، از جمله ایران، تحمیل میکند. رابطه ایران و هند بر سر کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب (INSTC) یک پارادوکس است: این دو کشور در این کریدورها شریک ژئواکونومیک هستند اما در عین حال رقیب ژئوپلیتیک. در حالی که هر دو کشور برای توسعه کریدورها و دسترسی به آسیای مرکزی، یک همبستگی منافع حیاتی دارند، غلبه ساختاری هند در منطقه باعث میشود ایران در موضع پایینتری قرار گیرد. این فشار ساختاری فراتر از کریدورها، شامل رقابت بر سر نفوذ ژئوپلیتیک در کشورهای همسایه و کسب سهم از بازارها و ترانزیت منطقهای است. بنابراین ایران نیازمند مدیریت راهبردی و فعالانه در مواجهه با این نابرابری قدرت منطقهای در ابعاد ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک است؛ بهگونهای که ضمن حفظ همکاریهای حیاتی، استقلال عمل و جایگاه منطقهای خود را تضمین نماید. لذا، این پژوهش به دنبال ارزیابی کمی سلسلهمراتب ژئوپلیتیکی[2] در منطقه آسیای جنوبی و تبیین راهبردی است که ایران برای پاسخ به این فشار ساختاری منطقه ای انتخاب میکند. نوآوری اصلی پژوهش، تبیین این راهبرد ترکیبی در قالب سه سناریوی عملیاتی وابسته به یکدیگر است: ۱. سناریوی تعامل ژئواکونومیک فعال و اولویتبندی هند (با هدف غلبه بر ضعفهای داخلی) ۲. سناریوی موازنهسازی غیرمستقیم فرامنطقهای (برای مقابله با فشار ساختاری) ۳. سناریوی مدیریت مخاطرات و امنیتسازی مرز های شرقی (اولویتدهی به پاکستان). در نتیجه، توصیههای سیاستگذاری، اولویت قائل شدن برای هند در سطح اقتصادی و پاکستان در سطح امنیتی را توجیه میکنند.