کارکرد رسانه در سیاستگذاری انتقال بین حوضه ای آب (مطالعه موردی: انتقال آب زاب به دریاچه ارومیه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 استاد جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.48311/psp.2025.27909چکیده
طرح انتقال بینحوضهای آب با توجه به پیامدهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، واکنشهای متفاوتی را در جوامع مبدأ و مقصد به همراه دارد. در این میان، رسانهها با تأثیر بر ادراک افراد، نقشی کلیدی در شکلدهی به این واکنشها ایفا میکنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رسانه بر پیامدهای انتقال آب از رودخانه زاب به دریاچه ارومیه انجام شده است. این پژوهش از نظر نوع، کیفی و با رویکرد نظریه زمینهای است. برای جمعآوری دادهها از روش مصاحبه نیمهساختاریافته با ۲۶ نفر از کارشناسان، نخبگان و مسئولان مرتبط به عنوان پیگیری کننده اخبار رسانهها در ارتباط با موضوع، با نمونهگیری هدفمند استفاده و محتوای مصاحبهها با روش کدگذاری سه مرحلهای تحلیل شد. یافتهها نشانگر نقش دوگانه رسانهها در این پروژه است. از یک سو، برخی رسانهها با سیاسی و امنیتیسازی گفتمان و تحلیل انتقادات به مثابه تهدید، به واگرایی ملی و تشدید تنش احتمالی دامن میزنند. از سوی دیگر، ضعف در رسانههای ترمیمی برای اقناع افکار عمومی، شفافسازی و فرهنگسازی، مانع شکلگیری مشارکت مؤثر و افزایش اعتماد اجتماعی شده است. نتیجه اصلی پژوهش آن است که موفقیت پروژههای کلان انتقال آب، فراتر از ابعاد فنی و مهندسی، به مدیریت هدفمند، راهبردی و هوشمندانه رسانه، اعتمادسازی و مشارکت دادن جوامع محلی وابسته است تا از تبدیل احتمالی آن به یک چالش امنیتی جلوگیری شود.