تدوین مدل ساختاری درک مطلب خواندن براساس عوامل شناختی فردی دانشآموزان دوره ابتدایی شهر همدان
نویسندگان
1 دانشیار، گروه روانشناسی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرعباس، ایران.
2 دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی، گروه روان شناسی، واحد بندرعباس، دانشگاه آزاد اسلامی، بندر عباس، ایران.
3 استاد گروه روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
4 استاد گروه روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22084/j.psychogy.2018.14615.1651چکیده
هدف: امروزه حجم قابل توجهی از اطلاعات بهصورت نوشتاری مبادله میگردد، لذا خواندن و درک مطلب بهعنوان یک ضرورت و مقدمه موفقیت و پیشرفت در جامعه مطرح است.خواندن و درک مطلب همواره بهعنوان یکی از اولویتهای مهم نظامهای آموزشی جوامع مطرح بوده و بخش وسیعی از برنامههای درسی را بهویژه در سالهای نخستین تحصیل در برمیگیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل شناختی فردی (خودپنداره خواندن و نگرش به خواندن) اثرگذار بر درک مطلب خواندن بهمنظور تدوین یک مدل ساختاری در بین دانشآموزان دختر و پسر پایه چهارم ابتدایی شهر همدان بود. روش: جامعه آماری شامل 12000 دانشآموز مشغول به تحصیل در دوره ابتدایی در سالتحصیلی 96-95 بود که از این تعداد نمونه آماری شامل 287 دانشآموز (128 پسر و 159 دختر) با میانگین سنی 11/10 سال از طریق روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. یافتهها: در این پژوهش از مقیاسهای خودپنداره خواندن چپمن و تانر 1995 و نگرش به خواندن مک کنا 1990 و درک مطلب خواندن از پرسشنامه محقق ساخته براساس آزمون درک مطلب مهرنژاد 1378 استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از آزمون کولموگروف - اسمیرنوف و معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Spss و Amos استفاده شد. نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن بود که این متغیرها بر درک مطلب خواندن دانشآموزان اثر معنادار دارند. نگرش به خواندن 62% و خودپنداره خواندن 58%، توانستند بیشترین میزان درک مطلب دانشآموزان را تبیین کنند.