تحلیل عوامل مؤثر بر ادراک محیطی کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران
نویسندگان
1 جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران
2 دانشگاه خوارزمی، تهران
3 جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران
doi
10.48311/psp.2025.7.3.81چکیده
آب بهعنوان بنمایۀ خلقت و از بنیادیترین نیازهای بیجایگزین بشر، در نقاط بیشماری از جهان وضعیت مطلوبی ندارد. بهگونهای که در بسیاری از نواحی میتوان آن را بحرانی دانست. امروزه آب در مناسبات کشورها عامل بسیار اثرگذاری است. در این میان کشور افغانستان بهدلیل داشتن بخش مهمی از منابع آب (هیرمند و هریرود) که به کشور ایران سرازیر میشوند، از موقعیت فرادستی برخوردار است. پژوهش حاضر بر این پرسش استوار است که عوامل مؤثر در جهتدهی به ادراک محیطی کارگزاران افغان در حوزۀ مناسبات هیدروپلیتیک بر سر رودخانۀ هیرمند و هریرود کداماند؟ دادههای مورد نیاز پژوهش حاضر که نوعاً تبیینی ـ تحلیلی است، به روش کتابخانهای و میدانی به منابع صرف افغان ارجاع شده است. یافتههای پژوهش نشان دادند که زیر سیستمهای طبیعی ـ زیست محیطی، اقتصادی ــ فنی، اجتماعی ـ فرهنگی، سیاسی ـ حقوقی و عوامل سازندۀ این زیرسیستمها، بر دیدگاه کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران بهعنوان یک سیستم واحد و کل مؤثر است. از میان مؤلفههای اصلی، مؤلفه طبیعی ـ زیستمحیطی با وزن نهایی 438/0 و از بین عوامل مؤثر شناسایی شده؛ برای مؤلفۀ طبیعی ـ زیست محیطی، عامل خشکسالی با وزن 099/0، برای مؤلفۀ اقتصادی ـ فنی، عامل توسعۀ کشاورزی با وزن 079/0، برای مؤلفۀ اجتماعی ـ فرهنگی عامل حیثیتی بودن منابع آب برای مردم افغانستان با وزن 197/0 و برای مؤلفۀ سیاسی ـ حقوقی عامل سیاسی کردن هیدروپلیتیک افغانستان با وزن 087/0 بهعنوان مؤثرترین عوامل تأثیرگذار بر دیدگاه کارگزاران افغان در مناسبات هیدروپلیتیک با ایران شناسایی شدند.