بازنمایی خانواده در رمان های فارسی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان
2 عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه کردستان
3 کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی
4 عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jsal.2016.58972چکیده
ساختارهای جامعه در دهه های 1340 و 1380 دستخوش تحولات بسیاری شد. در دهة 1340 شاه به یک رشته اصلاحات با نام «انقلاب سفید» دست زد؛ از جملة اهداف شاه تبدیل ایران از یک کشور عقبافتادة فئودالی به یک کشور پیشرفتة صنعتی بود. در دهة 1380 نیز، با به قدرت رسیدن اصلاح طلبان، گفتمان های موجود در جامعه تغییر کرد و به زنان و خواسته های اجتماعی طبقة متوسط جدید توجه شد. خانواده، یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی، از ساختارهای جامعه تأثیر می پذیرد. هدف از مطالعة حاضر تفسیر و مقایسة شیوة بازنمایی خانواده در رمانهای دو دهة 1340 و 1380 است. در این زمینه، پنج رمانِ متعلق به این دو دهه انتخاب شد. رویکردِ کلی مطالعة حاضر نظریة بازنمایی و روش به کاررفته در آن تحلیل روایت است که در انگارة تفسیری قرار می گیرد. با کاربردِ نظریة بازنمایی تلاش شد تا ارتباط میان سطح متن رمان و سطح فرامتنِ اجتماعیـ اقتصادی کشف شود. بر اساس نتایج تحلیل ها، تحولات این دو دهه، که شتابزده صورت گرفته است، باعث شده که در بازنمایی وضعیت خانواده ها، در سطح نظریه، روابط متقابل بین اعضای خانواده پُرتنش باشد و در سطح معنای بازنمایانه خانوادهْ واپاشیده شود.