اثر ادبی به منزلة پاسخی ایدئولوژیک

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی مبارکه، گروه مدیریت

doi
10.22059/jsal.2016.58973
چکیده

دهة 1320، هم‌زمان با تبعید رضاشاه از ایران، با گشایش فضای فرهنگی‌ـ سیاسی کشور آغاز می ‏شود. حزب توده قدرت بیشتری می‌یابد. اما، قدرتِ حزبْ مدیون حضور نیروهای شوروی در ایران، طی جنگ جهانی دوم، است. این پرسش برای اعضا و هواداران مطرح می ‏شود که پس از خروج نیروهای شوروی از ایران برای حزب و اعضا و هواداران حزب چه اتفاقی می‏ افتد؟ در نتیجه، برای در دست گرفتن قدرت و سرنگونی رژیم شاه، در میان آنان درخواست اقدام و عمل فوری شدت می‏ گیرد. حزب از عمل امتناع می‏ کند و اعضا و هواداران را به بردباری و صبر دعوت می‏ کند. ابراهیم گلستان، در مجموعه داستان آذر، ماه آخر پاییز، به شکلی هنری،‏ این پاسخ حزب را مجسم کرده است. این مطالعه، با استفاده از نظریة بازتاب، ‏بر آن است تا روشن کند شرایط و انتظارات این دوره، به‌ویژه اعضا و هواداران، چگونه در این اثر بازتاب یافته است؟ پاسخ این انتظارات چه بوده است؟ و این پاسخ تا چه حد به پاسخ حزب نزدیک یا از آن دور بوده است؟ ادعای مطالعة حاضر این است که، به‏ رغم اینکه نویسنده آشکارا از سبک ‏های روایتی مدرن بهره جسته است، همچنان در همان قالب‏ های مرسوم مکتب رئالیسم سوسیالیستی، مکتب رسمی ادبیات و هنر اتحاد جماهیر شوروی، عمل می‏ کند و تا حد بسیار زیادی به پاسخ‏ های حزب و انتظارات اعضا و هواداران خود مشروعیتی ایدئولوژیک می ‏بخشد.