نقش و جایگاه آموزههای فرانسیس بیکن در زایش بحرانهای زیستمحیطی
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
هدف: امروزه اخلاق زیستمحیطی، علمی نوین و بین رشتهای محسوب میشود که وظیفۀ آن، بررسی کنش و واکنش دو ساحت ناهمسان انسان و طبیعت است. بحرانهای زیستمحیطی نیز حاصل عدم تعادلی است که در این دو حوزه ایجاد میشود. باور داریم که نقش و جایگاه آموزههای فلسفی فرانسیس بیکن در زایش بحرانهای زیستمحیطی عصر حاضر غیر قابل انکار است. بر این اساس، هدف این پژوهش، تبیین نقش و جایگاه فلسفۀ این فیلسوف تجربیمسلک در ایجاد بحرانهای زیستمحیطی بوده است. روش: روش به کار رفته در این پژوهش، اسنادی- تحلیلی است. یافتهها: این نوشتار با بررسی مسائلی همچون: نقش و جایگاه انسان، اهمیت و نقش طبیعت، سعادت و کمال غایی انسان و نیز بخش منطق فلسفۀ فرانسیس بیکن، به این یافته رسید که آموزههای این فیلسوف تجربیمسلک، نقش مؤثری در زایش بحرانهای زیستمحیطی دارد. نتیجهگیری: آرا واندیشههای فلسفی به عنوان علل معرفتی بحرانهای زیستمحیطی، نقش تعیینکنندهای در ایجاد بحرانهای زیستمحیطی ایفا میکنند