تبیین نظری رابطه سازماندهی سیاسی فضا و عدالت فضایی
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشآموخته کارشناسی ارشد، رشته جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
چکیده
سازماندهی سیاسی هر کشوری در قالب تقسیمات کشوری انجام میشود، تقسیمات کشوری فرایندی است که سرزمین توسط مرزها محدود شده و هر حکومت برای اداره بهتر سرزمین و سهولت در خدمات رسانی ایجاد توسعه و ایجاد یک عدالت فضایی در کشور نیازمند تقسیم بندی سیاسی فضا میباشد. عدالت فضایی از طریق ساز و کار سازماندهی فضا یا برنامه ریزی فضایی، به توسعه متوازن مکان و فضای جغرافیایی منجر شده و موجبات رضایت شهروندان و اعتماد آنها را به سازه مدیریت و سیستم سیاسی مربوطه را فراهم کرده در نتیجه از شکل گیری ذهنیت درجه دو و سه و یا اجحاف ملی در بین آنها تا حد زیادی جلوگیری میکند. در این پژوهش که از نوع بنیادی است با استفاده از روش کتابخانهای اطلاعات مورد نیاز جمع آوری میشوند و سپس با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی به بررسی این مسئله پرداخته خواهد شد که سازماندهی سیاسی فضا رابطهای با عدالت فضایی دارد؟ یافتهها نشان میدهد که اصول و معیارهای اصلی سازماندهی سیاسی فضا را میتوان در مباحثی چون افزایش احساس رضایت، سهولت در دسترسی به خدمات و خلق فرصتهای برابر شهروندان و نواحی دسته بندی کرد. از آنجایی که عدالت فضایی بهعنوان یک خروجی در پی برابری نسبی قدرت، فرصت و ثروت در راستای کسب حداکثر مزیتها متناسب با ظرفیتها در راستای ارتقای منزلت شهروندان است. با نظر داشتن اصول و رویکردهای سازماندهی سیاسی فضا و عدالت فضایی میتوان ادعا کرد که ارتباط آنها از نوع تعاملی است.