اقتصاد سیاسی بین‌الملل از سرمایه‌داری و کمونیسم تا انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور

doi
چکیده

بنیادهای سیاسی-اقتصادی در هنگامه‌ای که انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست، دارای چند شاخص مهم و جهانی بوده است که از آن میان می‌توان به «تولید انبوه»، «تجارت» و «ثروت» اشاره کرد. در این مقطع از تاریخ، ساختار سیاسی حاکم بر جهان میان دو نیروی سرمایه‌داری و کمونیسم در رقابت بود و به همین دلیل، بنیادها و ضروریات اقتصادی در سطح جهان نیز تحت تأثیر این دو نیروی سیاسی متعارض، سازمان می‌یافت. پژوهش حاضر، ابتدا با بررسی مشخصات و بن‌مایه‌های اقتصادی-سیاسی سرمایه داری (امپریالیسم) و کمونیسم آغاز می‌شود و سپس رخداد انقلاب اسلامی را به عنوان «گسست در ساختار اقتصاد سیاسی بین‌الملل» در مقایسه با دو قدرت اقتصاد سیاسی فوق، بررسی می‌کند. نتایج، نشان می‌دهد که هرچند امپریالسم و کمونیسم به عنوان دو قطب رقیب در نظر گرفته می‌شوند، اما از منظر اقتصاد سیاسی دارای خط‌مشی‌ها و کدهای مشابهی هستند. به‌گونه‌ای که ویژگی‌هایی مانند «گسترش فضایی ماتریالیسم»، «استعمارگرایی به منظور افزایش بهره‌وری اقتصادی» و «تجارت جنگ» در هر دو جبهه وجود داشته است. با این وجود، انقلاب اسلامی ایران با پدید آوردن کدهایی چون معنویت‌گرایی، استعمارزدایی، محوریت عدالت و «سیاست فرهنگی اقتصاد»، رویکردی جدید و متفاوت در اقتصاد سیاسی بین‌الملل پدید آورد که از آن می‌توان با نام «گفتمان فرهنگی اقتصاد سیاسی بین‌الملل» یاد کرد.