الگوی مطلوب سیاستگذاری مدارا در جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 گروه علوم سیاسی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
نظریه تساهل از جمله دستاوردهای نظری مغربزمین به شمار میرود که بیش از یک دهه است وارد گفتمان سیاسی و فلسفی کشورهای جهان سومی شده است. ریشههای این نظریه در جهان معاصر را باید در دوران موسوم به نوزایی و سدههای پس از آن جست. مسئله تساهل و مدارا از مباحثی است که در قلمرو ادبیات سیاسی مطرح است و امروزه در روند تکامل سیاسی دولتها ضرورت پیدا میکند و هر دولتی ناگزیر از تساهل و مدارا و حدود و میزان آن مواجه میشود. در این پژوهش پس از بیان معنا و مفهوم تساهل در اندیشه سیاسی اسلام، به طرح مسئله پرداخته شده و سپس اصول متعارف نظریه در قالب و اصول و پشتوانه نظری تساهل در اندیشه سیاسی اسلامی مطرح شده است. در ادامه با جستجوی تساهل در اندیشه سیاسی اسلام و بررسی مواردی از تساهل در قلمرو جامعه اسلامی، نظریه تساهل و شواهد آن ارائه شده است. این نوشتار در تلاش برای برداشتن گامهای مقدماتی در جهت ارائه یک نظریه در زمینه نقش تساهل و مدارا در طراحی الگوی مطلوب سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران است.