بازاندیشی سیاستی در نظریات و الگوهای آیندهنگر، مناسب چشمانداز تمدنی انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 گروه سیاست گذاری فرهنگی، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
2 گروه فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع)
3 گروه آینده پژوهی، دانشگاه امام حسین(ع)
4 استادیار علوم سیاسی دانشگاه پیام نور و رئیس دانشگاه پیام نور لواسانات
doi
چکیده
انقلاب اسلامی ایران فراتر از یک انقلاب نسلی و مقطعی، به عنوان انقلابی پیوسته و تعالییابنده با چشمانداز تمدنی مطالعه شود. مطالعه آینده فرهنگی_تمدنی انقلاب اسلامی، نیازمند نظریات و الگوهای مناسب آیندهنگری میباشد و استفاده از نظریات و الگوهای آیندهپژوهی مدرن، بدون توجه به ماهیت فرهنگی و تمدنی آنها، نتایج مطلوبی نخواهد داشت. بازشناخت آیندهپژوهی مدرن بازاندیشی سیاستی به منظور تعریف بایستههای آیندهپژوهی فرهنگی_تمدنی انقلاب اسلامی ضروری مینماید. مطالعه سیر تطور فرارشته آیندهپژوهی و نظریات بنیادی آیندهنگر غربی در نیمه دوم قرن بیستم، ماهیت فرهنگی_تمدنی این فرارشته و کارکرد نجاتبخشی آن را، برای گذار مدرنیته از نظریات پساتجددی نشان میدهد. آیندهپژوهی مدرن توانست با استخدام نظریات جهانیسازی، در یک فرآیند تأخیری و انتقالی، چشمانداز امیدبخشی را برای مدرنیته فراهم آورد و شرایط بحرانی آنرا، از حوزه درون تمدنی غرب به حوزه بین تمدنی ارجاع دهد. بازخوانی سویه تهاجمی این فرآیند انتقالی نسبت به انقلاب اسلامی، به فهم بهتر جایگاه انقلاب در گستره پارادایم نوین فرهنگی-تمدنی حاکم بر نظام جهانی منجر میشود و با تاکید بر ظرفیت و چشمانداز فرهنگی-تمدنی انقلاب اسلامی، ضرورت بازاندیشی سیاستی در نظریهها و الگوهای آیندهنگر انقلاب اسلامی را ایجاب میکند.