دیالکتیک عبادت و یقین در قرآن: تبیین پراکسیس هستی‌شناختی فهم و پاسخ به اشکال دور هرمنوتیکی

نویسندگان

1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22059/jpht.2026.409087.1006178
چکیده

این پژوهش با رویکردی فلسفی-قرآنی، به تبیین رابطه دیالکتیکی عبادت و یقین در منظومه معرفتی قرآن می‌پردازد. فرضیه اصلی آن است که قرآن، فهم را نه یک امر نظری محض، بلکه معرفتی می‌داند که در پراکسیس (کنش وجودی) عبادت تحقق می‌یابد. با تحلیل آیات کلیدی، استدلال می‌شود که عبادت به مثابه یک «پراکسیس هستی‌شناختی»، با تغییر «شیوه بودن» انسان، شرط امکان دستیابی به یقین است و یقین حاصل شده، به نوبه خود، کیفیت عبادت را تعمیق می‌بخشد. چالش محوری این نظریه - که چگونه می‌توان پیش از حصول یقین، به عبادت متعهد شد - مورد بررسی قرار گرفته است. در پاسخ به آن، با تفکیک سطوح معرفت (از علم الیقین تا حق الیقین) و با تکیه بر مفاهیم فطرت و پیش‌فهم، نشان داده شد که این رابطه یک دور باطل نیست، بلکه یک حرکت مارپیچی صعودی است که با حداقلی از معرفت گزاره‌ای و انگیزش وجودی آغاز شده و در سیر التزام عملی، به معرفتی وجودی و تام می‌رسد. این خوانش، الگویی اصیل برای نسبت سنجی علم و عمل در معرفت شناسی دینی ارائه می‌دهد.