بررسی و نقد دیدگاه جرج سانتایانا در باب چیستی و کارکرد دین
نویسندگان
1 گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده ادبیات، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
doi
10.22059/jpht.2025.397430.1006129چکیده
جرج سانتایانا، فیلسوف و نظریهپرداز غربی، دین را پدیدهای فرهنگی و نمادین میداند که عمدتاً تابع زیباییشناسی و روانشناسی است و آن را با رویکرد «واقعگرایی شاعرانه» تحلیل میکند. این رویکرد دین را مجموعهای از نمادها و اسطورههایی میبیند که معنا و آرامش روانی انسان را فراهم میکند و کمتر به جنبههای معرفتی، متافیزیکی، و تاریخی آن توجه دارد. نقدهای مطرحشده نشان میدهد این نگرش توانایی کافی برای درک تنوع و پیچیدگیهای معرفتشناختی و هستیشناختی دین را ندارد و فهمی ناقص از ماهیت دین ارائه میدهد. همچنین، تقلیل دین به نماد و اسطوره موجب نادیده گرفتن ابعاد معرفتی و حقیقتجویانة آن میشود. زیرا دین حامل ادعاهای عقلانی و تجربیاتی معنوی است که فراتر از صرف نمادند. افزون بر این، تمرکز سانتایانا بر جنبههای روانشناختی و زیباییشناسانه دین نقش بنیادین دین در ایجاد معنا، هدایت اخلاقی، و تعالی معنوی انسان را نادیده میگیرد. بنابراین، برای فهمی جامع و دقیق از دین و معنای زندگی ضروری است از تحلیل یکسویة سانتایانا فراتر برویم و تحلیلهای فرهنگی، تاریخی، معرفتی، و اخلاقی دین را همه با هم و در تعامل با یکدیگر در نظر بگیریم.