تحلیل معناشناسانۀ توسعۀ نظر و عمل در نظام دانش با تکیه بر دلالت معنایی مبانی حکمت متعالیه

نویسندگان

1 گروه فلسفه و کلام، دانشکدۀ الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2025.385139.1006084
چکیده

مقالۀ حاضر مطالعه‌ای از سنخ مطالعات فرانگرانۀ درجة دوم ناظر به معناشناسی توسعۀ نظر و عمل است. توسعه در معنای عام امری انسانی است که مسیر تحقق امکانات وجودیِ انسان است و غایت آن تعالی و بهبود یافتن زندگی انسان در جامعه است. توسعه محصول تمام ابعاد نظری و عملی حیات انسان در جامعه است. بر ‌این اساس‌، مطالعۀ معناشناسانۀ آن مستلزم تحلیل معنای گسترۀ وسیع ساختار دانش از نظر تا عمل است. برای نیل به این مقصود، مفهوم توسعه در سیمای معنای واژگانی، معنای فلسفی، و معنای آن در قالب ادبیات علوم انسانی و اجتماعی معاصر مورد واکاوی معنایی قرار گرفته است. چارچوب نظری مطالعۀ معناشناسانة توسعه و همچنین صورت‌بندی و جمع‌بندی نظام معنایی مرتبط با توسعه در این مقاله میدان معنایی مورد دلالت مبانی حکمت متعالیه است. در تناسب با این هدف، روش به‌کار‌رفته در مقاله برگرفته از الگوی روش معناشناسی شناختی در مفهوم‌سازی و نگاشت طرحواره است. ماحصل به‌کارگیری این روش با ابتنای نظری بر دلالت مبانی حکمت متعالیه در فضای بررسی لغوی تأملات فلسفی و معناکاوی ادبیات علوم انسانی و اجتماعیِ معطوف به مقولۀ توسعه، صورت‌بندی مفهوم توسعه، به ‌مثابة مفهومی چندلایه، در پنج سطح از مطالعات در ساختار دانش، از عالی‌ترین مراتب نظری تا پایین‌ترین مراتب عملی، است.