تعامل هستیشناختی و معرفتشناختی تجربه دینی و هنرهای قدسی
نویسندگان
1 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22059/jpht.2025.386682.1006089چکیده
میان هنر قدسی و تجربه دینی، تعاملی دوسویه برقرار است؛ تجربه دینی، که همراه با ویژگی-هایی همچون حیرت و شگفتی، مجذوب شدگی، مقهوریت، شورمندی و طلب و اشتیاق است، بیش از آنکه ماهیتی عقلانی و مستدل داشته باشد، احساسی و بیواسطه است و تعبیر آن نیز، نه به زبان تعلیمی و خطابی، تعبیر احساسی و طبیعی حالت روحی است که مستقیماً از تجربه به تعبیر میرسد و توسط مخاطب/مخاطبان، فهم و تفسیر میگردد و هنر دینی یکی از انحاء این گونه تعبیر است. پژوهش حاضر، رابطهای دوسویه را در این میان مییابد؛ هنرهای دینی، از حیث هستی شناختی خود وابسته به تجربه دینی هستند که در مرز میان تجارب دینی و مدلهای مفهومی آفریده میشوند و پرورش مییابند. از دیگر سوی، هنر، خود نیز در تحقق، فهم و تفسیر تجربه دینی موثر است و جایگاهی معرفتشناختی دارد که با ایجاد تجربهای مشارکتی، ماهیت اثر هنری را از سطح ابژه فراتر میبرد و آن را به امری فعال در فرایند فهم و تفسیر تجربه دینی دینداران تبدیل میکند. پژوهش حاضر، در صدد است با رویکردی پدیدارشناختی به مطالعه موردی و تطبیقی برخی هنرهای قدسی و تعامل آنها با آموزهها و تجربیات دینی بپردازد.