طراحی الگوی آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان با تأکید بر حساسیت بینافرهنگی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران
2 استاد گروه زبان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 استاد گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.48310/rpllp.2026.21706.1300چکیده
آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان در بافتهای فرهنگی مختلف، نیازمند توجه به جنبههای بینفرهنگی است تا فرایند یادگیری به شکلی مؤثرتر و با سازگاری بیشتر با فرهنگ مقصد پیش رود. این پژوهش به طراحی الگوی آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان با تأکید بر حساسیت بینفرهنگی و با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه دادهبنیاد، پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل 25 فارسیآموز غیرایرانی از 11 کشور مختلف با دامنه اقامت بین 6 ماه تا 13 سال در ایران بوده که به روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب و دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته، یادداشتهای روزانه و مشاهدات میدانی گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل شدهاند. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به انجام رسیده است. یافتهها نشان میدهد مقوله هستهای تحقیق «فرایند یادگیری زبان فارسی در بافت بینفرهنگی» است که در قالب مدل پارادایمی شامل شرایط علّی (نیازهای ارتباطی، علاقه فرهنگی، الزامات مهاجرت)، راهبردهای یادگیری (شناختی، فراشناختی، بینفرهنگی)، عوامل مداخلهگر (صلاحیت مدرسان، منابع آموزشی، نگرش جامعه میزبان) و پیامدها (تسلط زبانی-فرهنگی یا شکست در انطباق) سازماندهی میشوند. بر اساس این نتایج، الگوی پیشنهادی تحت عنوان «آموزش یکپارچه زبان فارسی با بنیانهای حساسیت بینفرهنگی (IPLIF) در چهار بعد شناختی-زبانی، عاطفی-هویتی، رفتاری-تعاملی و نهادی-پشتیبانی طراحی گردید. نتایج پژوهش نشان میدهد که ادغام مؤلفههای فرهنگی در فرایند آموزش زبان فارسی نهتنها موجب افزایش تسلط زبانی میشود، بلکه به سازگاری فرهنگی و کاهش شوک فرهنگی نیز کمک میکند. این الگو میتواند مبنای مناسبی برای بازنگری در برنامههای درسی و تربیت مدرسان زبان فارسی باشد.