بررسی انتقادی رویکرد خداباوری گشوده در حل مسئلۀ شر
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpht.2024.381972.1006072چکیده
هر رویکرد و مکتب جدیدی در کلام و فلسفة دین برای ارائة جامعیت و انسجام خود باید در مسائل مختلفی که خداباوران با آنها روبهرو هستند راهحلی بیابد. خداباوری گشوده، که در اعتراض به عدم انطباق خداباوری کلاسیک با کتاب مقدس و تکیه و پیروی محض آن از متافیزیک و فلسفة یونانی به وجود آمد، در همین زمینه تلاش کرد و مبتنی بر آموزة گشودگی به ارائة راهحلهای خود در این مسائل پرداخت. مسئلة شر نیز یکی از آنهاست که الهیدانان گشوده ضمن بازتعریف رابطة خداوند با جهان، با رویکردی تقلیلگرایانه نسبت به قدرت خداوند و بر اساس دفاع مبتنی بر عشق، سعی در حل آن کردند. اما رویکرد آنها در این مسئله با نقدهای جدی مواجه است؛ طوری که علاوه بر نادیده گرفتن قدرت قهری خداوند حتی در انتساب صفت عشق به او نیز ناموفق بودهاند. بازگشت به الهیات کلاسیک و وجود پارادوکس در مفهوم شر گزاف از جملة مهمترین نقدهایی است که در رابطه با دفاع آنها مطرح میشود. در این پژوهش به روش توصیفیـ تحلیلی رهیافت خداباوری گشوده در حل مسئلة قرینهای شر مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد. چون بهرغم پژوهشهای اندکی که در خصوص این مکتب الهیاتی صورت گرفته نگاه و رویکرد آنان در حل مسئلة شر تاکنون مورد ارزیابی قرار نگرفته و این مهم در جستار حاضر محقق شده است.