تحلیل نقادانة «استدلال سادگیِ» ریچارد داوکینز بر خداناباوری
نویسندگان
1 گروه معارف، دانشکدة معارف، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه معارف، دانشکدة معارف، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpht.2025.382398.1006074چکیده
چارلز داروین بهعنوان یک زیستشناس به دنبال استنتاجات فلسفی از نظریة «تکامل انواع» نبود، لیکن دیدگاه وی بعدها پایهای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. در نگاه داوکینز «انتخاب طبیعی» بهتنهایی و بدون فرض مبدئی هوشمند، طی فرایندی طولی و انباشتی، اَشکال پیچیدة حیات را شکل داده و این توضیح تبیین سادهتری از نظم هستی را در قیاس با نظریة خلقت الهی به نمایش میگذارد و از این روی طبق استنتاج بهترین تبیین باید همین دیدگاه را پذیرفت. وی این بیان را «استدلال سادگی» نام نهاد. این جستار با روش تحلیل مفهومی و گزارهای و سیستمی روشن میسازد که استدلال سادگی داوکینز اولاً بر مجموعهای از مغالطات منطقی و فلسفی مبتنی است و او از تبیین چگونگی شکلگیری نظم طبیعی انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی منطقاً راه به جایی نخواهد برد و ثانیاً متون اسلامی و قواعد فلسفی و معرفت نفس نشان میدهند تکامل تصادفیِ انباشتی نهتنها بهترین تبیین نیست بلکه نامحتملترین تبیین و بلکه تبیین محالی است.