بررسی دیدگاه هسکر بهمثابة پاسخ نوخاستهگرایان جوهری به مسئلة آگاهی
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
2 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدة الهیات، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22059/jpht.2024.370640.1006016چکیده
آگاهی یکی از چالشهای اصلی فلسفة ذهن در دورة معاصر است. به عبارتی مسئلة بزرگ فلسفی در گفتمان معاصر این است که آگاهی چگونه ممکن است و مغز چگونه سبب آن میشود و این تحت عنوان «مسئلة سخت» و فقدان توضیح در خصوص آن «گسست تبیینی» نامیده شده است. هسکر برای پاسخ به مسائل حوزة آگاهی نظریة نوخاستگی جوهر ذهنی را ارائه کرده است. از نظر او آگاهی جوهری ذهنی است که از ماده طی فرایندی پیچیده، نوخاسته و ایجاد میشود. اما آیا این نظریه میتواند مشکلات نظریات پیشین در حوزة آگاهی را مرتفع کند؟ در این نوشتار ابتدا مبانی فکری پیروان نوخاستهگرایی جوهری مورد تدقیق و بررسی قرار میگیرد و سپس مبتنی بر تحلیل و بررسی ماهیت آگاهی چالشهای آگاهی و پاسخهای ارائهشده مشخص میشود که هرچند هسکر و پیروان نظریة نوخاستهگرایی جوهری با قبول شهود «من» تلاش علمی مؤثری برای حلوفصل برخی چالشها کردهاند، تعارضهای ناشی از شهود «من» و فیزیکالیسم را کماکان نتوانستهاند مرتفع کنند. مسائلی همچون علت نوخاستگی، دوگانة تعینپذیری و تبیینناپذیری، رابطة تحویلناپذیری با تقلیل علّی و تعلیق قوانین، تعارض با اصل طرد و بستار و استقلال یا وابستگی جوهر ذهنی به ماده مسائلی است که نظریة جوهر ذهنی نوخاسته را با مشکلات و چالشهای متعدد مواجه ساخته است.