بررسی آموزه نجات در الاهیات اوریگن

نویسندگان

1 گروه ادیان شرق دانشکده ادیان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 گروه ادیان و عرفان دانشکده الهیات، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

doi
10.22059/jpht.2024.382493.1006076
چکیده

مبحث نجات در مسیحیت از جملة آموزه‌های اساسی است که هم کتاب مقدس و هم سنت رسولان و هم آثار برجای مانده از آباء کلیسا به آن پرداخته‌اند. اصل بنیادین در آموزة نجات در میان آباءِ یونانی زبان به طور عام و اوریگن اسکندرانی به طور خاص، شخص مسیح است. از نظر اوریگن نقشة نجات توسط پدر آسمانی طرح‌ریزی شده و توسط یگانه پسرش به اجرا درآمده است. مومن مسیحی با توبه و تعمید، در مسیر رشدِ معنوی قرار گرفته و با تأمل در کتابِ مقدس که همان حقیقت لوگوس یا پسر است و استقامت در کسب علم روحانی با کمک روح القدس به فیضِ نجات نائل می‌شود. آخرین مرتبة روحانی در مسیر نجات یکی شدن و فنایِ در لوگوس بوده که جانِ جهان است. یکی شدن با لوگوس و زندگی به شیوة مسیح و کسب فضائل اخلاقی همان خداگونگی است که در اندیشة اوریگن عبارت اُخرایِ نجات است. اوریگن دامنة رحمت و محبتِ پدر آسمانی را چنان وسیع و همه‌گیر می‌بیند که به موجب آن تمامی مخلوقات در غایتِ امر طعم رستگاری را خواهند چشید. شاید بتوان مهمترین نظریة اوریگن در بابِ نجات را نظریة شمول‌گرایی برشمرد که به موجب آن حتی گنهکاران و بالاتر از آن شیاطین نیز در نهایت به نجات خواهند رسید. نظریه‌ای که به کام کلیسا خوش نیامد و یکی از دلایل تکفیر اوریگن شد.