توجیه باور دینی با استفاده از تجارب نزدیک به مرگ
نویسندگان
1 گروه فلسفه دین، پژوهشکده حکمت متعالیه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22059/jpht.2024.362240.1005977چکیده
یکی از بحثهایی که حول موضوع تجربه دینی در فلسفه دین شکل گرفته این است که آیا میتوان از تجربه دینی برای توجیه باورهای دینی استفاده کرد یا خیر. گرچه در این پرسش عنوان باور دینی میتواند باورهای متنوعی را در بر بگیرد ولی معمولاً این بحث به اثبات وجود خدا بر اساس تجربه دینی منحصر شده است. این بدان دلیل بوده که متعلَق تجربه دینی معمولاً وجود مطلق پنداشته شده است و یا کسانی که این تجارب را دسته بندی کردهاند صرفاً به نوع خاصی از تجارب نظر داشتهاند. اما اگر به تنوع تجارب دینی و تنوع متعلَق این تجارب توجه شود، میتوان از این تجارب برای توجیه باورهای دینی دیگری چون ماوراء طبیعت، زندگی پس از مرگ، جهان آخرت، تجسم اعمال و ... استفاده کرد. باورهایی که آنها هم در منظومه باورهای دینی به نوبه خود مهم هستند و بعضی از آنها میتوانند در نهایت بر اساس استدلالهای چندی توجیهکننده باور به خدا هم باشند. در این مقاله میخواهیم بر اساس تنوع تجارب دینی نشان دهیم که این تجارب میتوانند توجیهکننده باورهای دینی مختلفی باشند. برای این منظور از تجارب نزدیک به مرگ که خود میتوانند نوعی تجربه دینی تلقی شوند کمک خواهیم گرفت و نشان خواهیم داد اگر قرار باشد از تجارب دینی برای توجیه باور دینی استفاده شود این تجارب مزایای مهمی نسبت به تجربه وجود مطلق دارند.