نقش گرایش به رویکرد استارت‌آپ ناب بر عملکرد پروژه توسعه محصول جدید در حوزه زیست فناوری

نویسندگان

1 گروه کارآفرینی فناورانه، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 گروه کارآفرینی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22059/jed.2024.376137.654366
چکیده

هدف: زیست‌فناوری به عنوان یک صنعت اصلی و در حال رشد در جهان دیده ‌می‌شود که به رشد اقتصادی بسیاری از کشورها کمک قابل توجهی کرده است. تلاش‌های زیست‌فناوری همواره با چالش‌های خاصی در تجاری سازی و توسعه محصول جدید همراه بوده است که سایر تلاشهای کارآفرینانه با آن روبه رو نبوده‌‌اند. تجاری سازی تحقیقات و به بازار رساندن آن برای توسعه صنعت زیست‌فناوری ضروری است و یک نیاز اساسی برای فارغ التحصیلان اینگونه رشته‌هاست که قادر باشند این فرایند را هدایت کنند. از سویی، فشار و سرعت تغییر کسب و کارها در قرن بیست ویکم، انواع سازمانها را (از کوچک تا شرکت‌های بزرگ، دولتی یا خصوصی) مجبور به استفاده از مدیریت صحیح و تولید کرده تا سریع نوآوری کرده و خودشان را همگام با بازار محفوظ دارند. با توجه به این عوامل، روش استارت‌آپ ناب، در حال حاضر در بسیاری از شرکت‌های بزرگ و کوچک و نوپا به‌کار گرفته شده است. برای پشتیبانی شرکتهای نوپای فناورانه مخاطره پذیر، استارت‌آپ ناب، مجموعه ای از روش‌ها را برای آزمایش و اعتبار سنجی ایده‌ها و محصولات پیشنهاد ‌می‌کند، بنابراین سریعتر به تغییرات بازار پاسخ ‌می‌دهد. علی رغم افزایش ارتباط استارت‌آپ ناب به عنوان موضوعی بجا برای کارآفرینی فناورانه و نوآوری در مدل کسب و کار، تحقیقات موجود تا حد زیادی نشان از انطباق آن در میان مشاغل دیجیتال و نادیده گرفتن انطباق و کاربرد آن توسط دانشمندان در استارتاپ‌هایی با زمینه‌های فناوری غیر از نرم افزار ‌می‌دهد. بر این اساس شناخت ارتباط استارت آپ ناب در حوزه های دیگری همچون زیست فناوری ضرورت می یابد. هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش گرایش به استارت آپ ناب بر عملکرد پروژه توسعه محصول جدید در حوزه زیست فناوری می‌باشد. روش: پژوهش از نوع کیفی با راهبرد مطالعه موردی با ابزارهای مشاهده، مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته و مواد صوتی می باشد. جامعه آماری مصاحبه متشکل از 18 نفر خبرگان و متخصصان و اساتید حوزه زیست‌فناوری در گرایش‌های مختلف و مدیران استارت‌آپ‌های زیست‌فناوری و نیز مدیران شتاب‌دهنده‌های علوم زیستی که دارای تخصص و تجربه در زمینه‌های مرتبط بودند، می‌باشد. برای استانداردسازی ابزار سنجش نیز از روایی صوری و پایایی بازآزمون و پایایی بین دو کدگذار استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد و یافته ها در سه مضمون اصلی و نه مضمون فرعی کدگذاری شدند. یافته‌ها: پس از انجام فرایند کدگذاری، در مجموع 46 کد اولیه، 9 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی حاصل شده است. مضمون‌های اصلی و فرعی در این پژوهش که مرتبط با فرآیند کارآفرینانه تشخیص داده شده اند، عبارتند از: مضمون اصلی چرخه استارت‌آپ ناب مشتمل بر مضمون‌های فرعی فرضیه سازی و گرایش به مشتری، ساخت، اندازه‎‌گیری و یادگیری؛ مضمون اصلی تعدیل کننده‌های چرخه استارت‌آپ ناب مشتمل بر مضمون های فرعی عدم قطعیت، درجه نوآوری و رویکرد بازاریابی و مضمون اصلی عملکرد پروژه توسعه محصول مشتمل بر مضامین فرعی موفقیت پروژه توسعه محصول و جایگاه خوب در بازار می باشد.نتیجه گیری: بحث در خصوص یافته‌ها منتج به شکل گیری 5 قضیه گردید و مطرح کرد که گرایش کسب و کارها به ویژه استارت آپ ها و شرکت های نوپای فناور حوزه زیست فناوری به روش استارت آپ ناب در عملکرد پروژه های توسعه محصول جدید آنها می تواند تأثیرگذار باشد. این تأثیرگذاری از مؤلفه های استارت آپ ناب که مشتمل بر تفکر، ساخت، اندازه گیری و یادگیری هستند حاصل می شود. همچنین نوع نوآوری (بنیادی یا افزایشی)، سطح عدم اطمینان بازار، سطح عدم اطمینان فناوری و در آخر نوع رویکرد بازاریابی (B2B یا B2C) نیز می توانند نقشی اثرگذار بر این رابطه داشته باشند و آن را در جهت مثبت افزایش یا کاهش دهند.