کارکرد بنمایههای مواجهه با «مرگ» در کتاب فارسی یازدهم متوسطه
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران
2 کارشناسارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.48310/rpllp.2025.16925.1156چکیده
اگزیستانسیالیسم، مکتب فکری است که به دغدغههای بودن آدمی در جهان هستی میپردازد. از مؤلفههای اساسی که این افق اندیشگی سعی در تبیین آن دارد، مرگ است. اندیشمندان این رویکرد فکری، مواجهۀ آگاهانۀ انسان با مرگ را در جهان زیستۀ خویش از مهمترین کارکرد آدمی در جهان بیرون و درون او میدانند. از آنجا که اساس تفکر آدمی در اندیشیدن به جهانِ خود استعاری است، استعارههای مفهومی یکی از مهمترین محملهایی است که میتواند مؤلفۀ اگزیستانسیالیستی مرگ را در خود جای دهد. پژوهش حاضر نظر به اهمیت نقش کتابهای درسی در اندیشۀ دانشآموزان نسبت به مقولۀ مرگ، بر اساس رویکرد اندیشگی اگزیستانسیالیسم با روشی توصیفی و تحلیلیتفسیری به بررسی استعارههای متن درسی میپردازد. هدف از این بررسی، تبیین چگونگی کارکرد بنمایۀ اگزیستانسیالیستی مرگ در استعارههای مفهومی کتاب فارسی یازدهم دورۀ دوم متوسطه است. بر این اساس، در متنهای گوناگون فارسی یازدهم، چهار استعارۀ مفهومی بنیادین «مرگ، رهایی است»، «مرگ، جاودانگی است»، «مرگ، سفر است» و «مرگ، نابودی است» خود را از میان لایههای استعارههای مفهومی دیگر آشکار میکنند. نظر به یافتههای یادشده، مؤلفان کتاب فارسی و آموزشگران در یاددهی متنهای درسی این کتاب باید التفات ویژهای به انتخاب درونمایههای متنها و راهبردهای تدریس داشته باشند که سویۀ مرگآگاهی، مواجهه و فهم درست آن را کمرنگ یا بر آن تأکید میکنند. رویکردهای آموزشی چون ساختنگرایی که باورهای مختلف را به میدان گفتوگو وارزیابی سوق میدهد؛ نیز آگاهی، نقد و گفتوگوی مؤلفان، آموزشگران و دانشآموزان بر این سویهها، راهی است برای پرورش ذهنیت خلاق و در نتیجه زیستنی آگاهانه و شکوفا.