ظرفیت امنیتی چین در مقابل مجتمعهای نظامی-صنعتی ایالاتمتحدهآمریکا(2000 تا 2022)
نویسندگان
1 استاد تمام گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران.
2 دانشجوی دکتری تخصصی علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22067/irlip.2026.87846.1528چکیده
با توجه به این که برخی پژوهشگران قرن بیستویکم را قرن آسیا به ویژه شرق آسیا مینامند، بیانگر این است که جغرافیای سیاسی این قرن در کشاکش قدرتگیری بـازیگران مختلف منطقهای و بینالمللی و همچنین تغییر موضع کمابیش قدرت از غرب به شرق جهان و یا از اروپا به آسیا میباشد. چین در منطقه شرق آسیا کشوری نوپدید میباشد که به دلیل ظرفیتهای خود در دو الی سه دهه متاخر به ویژه در بُعد اقتصادی، مقام دوم را در جهان، به خود اختصاص داده و میتوان گفت شرقآسیا امروزه یکی از پراهمیتترین ارکان اقتصادی در نظام بینالمللی میباشد. این وضعیت خواه ناخواه سایر قدرتها از جمله ایالاتمتحدهآمریکا را حساس نموده و به موازنه قوا با این قدرت نوظهور واداشته است. مجتمعهای نظامی-صنعتی آمریکا با حضور در مناطق مختلف جهان به ویژه با حمایت از کشورهای درگیر با چین، منافع خود را تامین میکند. پرسش پژوهش این میباشد که امنیت دفاعی چین در برابر عملکرد مجتمعهای نظامی-صنعتی ایالاتمتحدهآمریکا چگونه تامین میشود؟ گردآوری دادهها به روش کتابخانهای و یافتههای تحقیق به شیوهی توصیفی- تحلیلی، نشان میدهد که چین از سال 2000 به بعد با قدرت رو به رشد نظامی و با استراتژی جوانسازی ملت بزرگ چین، بهبود قدرت ملی همهجانبه دولت، تسریع نوسازی و تقویت ارتش آزادیبخش خلق و استراتژی توسعه همجوشی نظامی-مدنی، توانسته کادرهای امنیتی خود را در طیف کاملی از زمینی، هوایی، دریایی و همچنین هستهای، فضایی، جنگ الکترونیک و عملیات فضای سایبری در مقابل اثرات مجتمعهای نظامی- صنعتی تقویت کند.