ادراک و بازنمایی زمان در رمان ایرانی (مطالعة موردی دهة 80 شمسی)

نویسندگان

1 استادیار مطالعات فرهنگی دانشگاه غیرانتفاعی علم و فرهنگ

2 کارشناس‌ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه غیرانتفاعی علم و فرهنگ

doi
10.22059/jsal.2015.55764
چکیده

این پژوهش، با تکیه بر مفروضات گفتمان مطالعات فرهنگی، بر این باور است که درکی که انسان‏ها از «زمان» دارند نه ذاتی و جهان‌شمول، بلکه درکی برساخته و فرهنگی است؛ بدین معنی که هر فرهنگ صورت‌بندی(های) ویژة خود از زمان را شکل می‏دهد و به افراد ارائه می‏نماید. بر این اساس، پژوهشِ پیشِ‏ رو در صدد است به بررسی صورت‌بندی فرهنگ ایرانی از زمان در چند رمانِ ایرانیِ دهة 80 شمسی بپردازد و با به‏کارگیری روش تحلیل تماتیک در پی توصیف آن است که زمان در رمان‏های مذکور چگونه و در پیوند با چه مفاهیمی صورت‏بندی و بازنمایی شده است. نتایج به‏دست‏آمده نمایشگر دو الگوی آگاهی زمانی متفاوت در متن رمان‏هاست: الگوی اول شامل زمانی دایره‏ای و دربرگیرندة چرخه‏های متداخلی از «گذشتة بازگشتی» و «حال تکراری» است؛ الگوی دوم فهمی آینده‌محور و خطی از زمان را مطرح می‏کند که در بستر آن مفاهیم حال و آینده بر مفهوم گذشته غالب می‏شوند. در متن رمان‏ها دو الگوی مذکور در شکل دو‏گانه‌ای متضاد ظهور می‏کند که در آن الگوی اول بر الگوی دوم غلبه می‌یابد و دومی را در هیئت «دیگریِ» خود بازمی‌‏شناسد.