بازار ورنی: زندگی‌نامة اجتماعی دست‏بافته‏هایی از لومه‏دره تا تهران

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی گروه انسان‏شناسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsal.2015.55765
چکیده

در این مقاله نگارنده بر آن است تا با تجربة مردم‏نگارانة خود از بررسی دست‏بافته‏ای به نام «ورنی» چیزهایی دربارة جامعة لومه‏دره، از عشایر شمال غرب ایران و جامعة تهران بگوید. حرکت ورنی با تحریک بازار باعث می‏شود تا دربارة ماهیت چیزها و فرایندهای منظره‏سازی به شیوة انسان‏شناختی تأمل کنیم. زندگی‌نامة عناصر و فرم‏های فرهنگی در دهه‏های اخیر موجب کارهای جذابی در میان انسان‏شناسان شده است. بررسی زندگی‌نامة اجتماعی اشیایی چون ورنی نشان می‏دهد که چگونه ‌بودن و ورود چیزها به مکان‏های مختلف همراه است با بسترمندی در نظام‏های ارزشی گوناگون. بازار ورنی در دهه‏های اخیر موجب احیا و بازگشت سنّت هنرهای تجسمی لومه‏دره شده است؛ سنّت هنری‏ای که خود را در قالی‏ها، جاجیم‏ها، گلیم‏ها، و فرمش‏ها نشان می‏داد و کم‏رونق شده بود، با تحریک بازار، از نو و در بستر و رابطه‏ای جدید زنده شده است. شوق بازارِ ورنیْ تهرانی‏ها را در ارتباط با بازنمودی چندحسی از لومه‏دره قرار می‏دهد و آغاز به گشایش منظره‏هایِ چندحسی در ذهنِ خریداران ‏می‏کند که از خلال آنْ تخیل‏های مکانی از جامعة تولیدکننده پدید می‏آید. بررسی انسان‏شناختی بازار ورنی به ما نشان می‏دهد که چگونه معناهای عمل‏شده، معناهایی که در عمل تجربی به‌وجود می‏آیند، به جای معناهای رمزگذاری‏شده، از خلال یک شیء به‌کار می‏افتند. تحلیل بازار ورنی روشن می‏کند که ورنی چه تفاوت‏هایی در عملِ لومه‏دره‏ای‏ها و در عمل تهرانی‏ها دارد و چگونه این دو جامعه می‏توانند به واسطة یک شیء دربارة یکدیگر بیندیشند و عمل کنند. پیام این مطالعه به پژوهشگران هنر و محققان صنایع دستی در ایران آن است که خود را از سلطة گفتمان‏های معنامحور و موقعیت‏های کتابخانه‏ای و موزه‏ای برهانند و آثار هنری را در لحظات عمل تولیدکنندگان و مصرف‏کنندگان تجربه کنند.