تحلیل جامعه‏ شناختی شعر «برف» نیما بر اساس آرای شریعتی و با تکیه بر مفهوم «غم»

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه یزد

2 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه یزد،

doi
10.22059/jsal.2015.55766
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی جامعه‌شناختی شعر «برف»، اثر نیما یوشیج، بر اساس آرای دکتر شریعتی در زمینۀ هنر، با تکیه بر مقولۀ غم و با روش تحلیلی است. نوع نگاه شریعتی به کیفیت پیوند هنر با اجتماع حاوی رویکردی انتقادی- آرمان‌شهری است؛ رویکردی که، به تعبیر وی، در هنر اصیل مدرن به‌خوبی قابل مشاهده است. مطابق با این دیدگاه، هنر مدرن، بی‏ آنکه به تصویرگر واقعیت‏های اجتماعی فروکاسته شود و در دام تفنن‌جویی مفرط بیفتد، به ‏واسطۀ حضور ذاتی عنصر غم، به صورتی غیرمستقیم، به نفی وضعیت حاضر و ترسیم اشاره‏وار وضعیتی آرمانی می‏‏پردازد. شعر «برف»، که از آثار شناخته‌شدة نیماست، نمونه‏ای مثال‌زدنی از چنین هنر مدرنی است. در این شعر، مناسبات انتقادی- آرمان‌شهری هنر با جامعه به شکلی عالی نمایان می‌شود. شعر، که یکسر از تجربۀ غم و شکست مملو است، به‌یکباره کلیت فضای اجتماعی خود را نفی می‌کند. اما، شعر در این نفی توقف نمی‏یابد و به‏ واسطۀ طرح اسطورۀ «وازنا» به فراسوی آرمان‌شهر مورد نظر خود پل می‏زند.