مقایسه تأثیر آموزش به شیوه نقشه مفهومی فردی و گروهی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی دانشگاه بوعلی سینا
2 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه بوعلی سینا
3 دانشیار گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.22084/j.psychogy.2019.16773.1796چکیده
هدف: نقشه مفهومی یکی از راهبردهای آموزشی است که به شیوه گروهی و انفرادی برای ایجاد انگیزش و یادگیری معنادار استفاده میشود، بنابراین هدف این پژوهش مقایسه تأثیر آموزش به شیوه نقشه مفهومی فردی و گروهی برانگیزش و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان بود. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش (1- نقشه مفهومی گروهی 2- نقشه مفهومی فردی) و یک گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر سال اول دبیرستان شهر همدان در سال 1392 بود، نمونه آماری 60 نفر با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند، سپس بهطور تصادفی در گروههای آزمایش (20 نفر نقشه مفهومی گروهی 20 نفر نقشه مفهومی فردی) و 20 نفر گروه کنترل قرار گرفتند. گروه اول تحت آموزش با نقشه مفهومی گروهی، گروه دوم تحت آموزش با نقشه مفهومی فردی و گروه سوم گروه کنترل تحت آموزش با روش سنتی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه انگیزش تحصیلی مک اینرنی و آزمون پیشرفت تحصیلی مطالعات اجتماعی اول دبیرستان بهدست آمد. جهت تحلیل دادهها از آزمون تحلیل کواریانس یک متغیرهاستفاده شد. یافتهها: نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که آموزش با شیوه نقشه مفهومی گروهی و نقشه مفهومی فردی در گروه آزمایش بهطور معنیداری باعث افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان شده است (001/0p<). همچنین آموزش با شیوه نقشه مفهومی گروهی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی از آموزش با شیوه نقشه مفهومی فردی اثربخشتر بود (001/0p<). نتیجهگیری: کاربرد نتایج این پژوهش برای دستاندرکاران آموزش این است که بهمنظور افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان، باید به نقش عوامل انگیزشی نقشه مفهومی توجه نمایند.