سنگ‌نگاری، زمین‌شیمی و مدل دولومیتی‌شدن سازند تله‌زنگ (پالئوسن پسین- ائوسن پیشین) در جنوب و جنوب باختر کرمانشاه

نویسندگان

1 دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

2 دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

3 گروه زمین شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه زنجان، زنجان

doi
10.22084/psj.2020.20357.1226
چکیده

سازند تله‌زنگ به سن پالئوسن- ائوسن یک واحد کربناتۀ‌ کم‌ژرفا در حوضۀ لرستان است که در نواحی محدودی از باختر ایران رخنمون دارد. برای شناسایی مدل دولومیتی‌شدن سازند تله‌زنگ، دو برش چینه‌شناسی در جنوب و جنوب باختر کرمانشاه مورد بررسی قرار گرفت. برش باریکه در جنوب‌ باختر شهرستان کرمانشاه با ستبرای 282 متر به طور هم‌شیب بر روی سازند امیران و در زیر سازند کشکان قرار گرفته است. ستبرای دولومیت‌های حاضر در این برش، نزدیک 40 متر می‌رسد که منحصراً مربوط به قاعدۀ سازند تله‌زنگ می‌باشد. برش کبوتربالا در جنوب کرمانشاه با ستبرای 65 متر همانند برش باریکه به طور هم‌شیب و پیوسته بر روی سازند امیران قرار گرفته است و با یک ناپیوستگی فرسایشی از سازند کشکان جدا می‌شود. دولومیت‌های این برش تنها مربوط به بخش‌های رأسی سازند تله‌زنگ هستند که 12 متر ستبرا دارند. بر پایه بازدیدهای میدانی، بررسی­های سنگ‌نگاری (میکروسکوپ پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی و کاتدولومینسانس) و واکاوی­های زمین‌شیمی (AAS)، چهار نوع دولومیت در سازند تله‌زنگ شناسایی شد که عبارتند از: دولومیکریت، دولومیکرواسپاریت، دولواسپاریت و سیمان‌های دولومیتی پرکنندۀ حفرات. بر پایه نمودار واکاوی نقطه‌ای عنصری (EDX)، کانی رسی اسمکتیت در میان دولومیت‌های رأسی در برش باریکه شناسایی شد. تفاوت اندازه بلورها و هم­چنین تفاوت بارز مقدار برخی از عناصر فرعی می‌تواند وابسته به تفاوت زمانی، تفاوت شرایط محیطی و سرانجام تفاوت مدل دولومیتی‌شدن در دو برش باشد. مقدار پایین آهن و منگنز در برش باریکه به شرایط اکسیدان تا نیمه‌اکسیدان و مقدار بالای استرانسیوم و سدیم در برش کبوتربالا به شوری بیش­تر در محیط‌های بالای کشندی نسبت داده می‌شود. با توجه به حضور دولومیکریت‌ها، وجود دانه­های کوارتز در اندازه سیلت و مقدار بالای استرانسیوم و سدیم، مدل دولومیتی‌شدن سازند تله‌زنگ در بخش‌های بالایی توالی (در برش کبوتربالا) مدل سبخا شناخته شد. هم­چنین مقدار بالای آهن و منگنز در این دولومیت‌ها می‌تواند به دلیل مقدار بالای کانی‌های رسی (اسمکتیت) باشد که باعث آزاد شدن آهن و منگنز در طی دیاژنز شده است. در صورتی که در بخش‌های پایینی توالی (در برش باریکه)، نشانه­هایی مانند اندازۀ درشت دولومیت‌ها، لومینسانس تیره و مقدار پایین آهن و منگنز، مدل تدفین کم‌ژرفا را نشان می­دهد.