بررسی دیدگاه اقبال لاهوری درباره تجربه دینی
نویسندگان
1 گروه معرفتشناسی و علوم شناختی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم، ایران
2 گروه معارف اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک، اراک، ایران
doi
10.22059/jpht.2023.361440.1005975چکیده
بیتردید نخستین نویسنده از میان متفکران مسلمان که به مباحث تجربۀ دینی در غرب توّجه کرده اقبال لاهوری است. این مقاله روش توصیفی تحلیلی در صدد واکاوی نظر اقبال لاهوری درباره تجربه دینی است. اقبال لاهوری با توّجه به دیدگاه هاکینگ، رویکردی پراگماتیستی نسبت به دین را پذیرفت که در آن تجربۀ دینی و عقل و شهود جایگاه خاصِ خود را دارند. او از این راه دیدگاه جیمز را نقد کرد و تبیین جدیدی را از مفاهیم کلیدی اسلام پیش کشید. از منظر اقبال دین، نوعی «خودآگاهی بالقوّه» است که در کنار «خودآگاهی عادی» قرار میگیرد که امکاناتی برای تجربه و تحصیل معرفت فراهم میآورد. اقبال گوهر دین را ایمان میداند و در عین حال عقل را محدودکننده یا مخالف ایمان نمیداند. اقبال همچون هاکینگ بر این نکته تأکید دارد که دین با احساس آغاز میشود، ولی به آن محدود نمیشود و به مابعدالطبیعه نیز گسترش مییابد. دین خود را در طول تاریخش هرگز بهعنوان یک موضوع احساس مطرح نکرده، بلکه پیوسته سعی مدام در کشف مابعدالطبیعه داشته است. اقبال با پذیرش سخن هاکینگ دو نتیجه را به دست میآورد: 1) رّد نگاه متصوفه به عقل، 2) حل مشکل وحی زبانی.