چهارگونه غلطنویسی در انشای دانشآموزان متوسطه اول (مطالعۀ دانشآموزان پسر پایۀ نهم)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مفتح شهر ری
doi
10.48310/rpllp.2024.15120.1122چکیده
غلطنویسی از جمله ضعفهای دانشآموزان در فرایند یادگیری درس فارسی است که معمولاً در قالب درس املای فارسی به آن پرداخته میشود، اما غلطنویسی محدود به درس املا نیست؛ بلکه این ضعف یادگیری میتواند در تمام نوشتار دانشآموزان دیده میشود. دراینبین نگارش از جمله درسهایی است که همانند املا، مستقیماً با بحث نوشتار دانشآموزان در ارتباط است؛ با این تفاوت که در این درس بیش از هر چیز رعایت ساختار متنی (عنوان، مقدمه، بخش میانی و بخش پایانی) سنجیده میشود که همین امر سبب میشود دانشآموز چندان به بحث درستنویسی توجه نداشته باشند و همین امر میتواند سبب نمود غلطنویسی به گونههای مختلف در انشای آنها شود. به همین سبب در اینجا این مسئله مطرح میشود که غلطنویسی در درس نگارش تا چه اندازه دارای نمود است و گونههای احتمالی آن کدام است. در این پژوهش که با روش توصیفی - تحلیلی و مطالعۀ موردی است، کوشیدهایم که انشای 220 دانشآموز پایۀ نهم مدرسۀ دستغیب تهرانسر (منطقۀ 9 آموزش و پرورش تهران) از دیدگاه وجود غلطنویسی و گونههای آن بررسی شود. نتایج این پژوهش بیان میکند که غلطنویسی در انشای این دانشآموزان در چهار گونۀ اغلاط املایی، شناختی، دستوری و سجاوندی دیده میشود که دراینبین غلطهای سجاوندی(نمود در 215 انشا) و شناختی (نمود در 28 انشا) به ترتیب بیشترین و کمترین میزان فراوانی را دارا هستند.