نظریۀ استفان دیویس در تبیین مسئلۀ اینهمانی شخصی بر اساس ارادۀ الهی و تحلیل انتقادی آن
نویسندگان
1 گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22059/jpht.2023.358849.1005967چکیده
مسئلۀ اینهمانی شخصی و معیارهای تداوم وجودی انسان به لحاظ نقش مهمی که در فرجام انسان ایفا میکند مورد توجه ویژۀ الهیدانان است. ایرادات و نقدهایی که در حوزۀ فلسفۀ دین و فلسفۀ ذهن بر امکان تحقق اینهمانی شخصی وارد شده است سبب شده تا به نظر برخی تبیین پیوستگی وجودی میان فرد دنیوی و شخص رستاخیزیافته در زندگی پس از مرگ امکانپذیر نباشد و نظریاتی همچون شبیهترین فرد جایگزین اینهمانی شخصی شود. این نظریات برخی از متألهان مسیحی مانند استفان دیویس را بر آن داشته است تا در برابر این نوع از ایرادات و تردیدها به دفاع از امکان تداوم اینهمانی شخصی بپردازند. دیویس در مقابل نقدهایی که در فضای دانشهایی چون فلسفۀ دین و فلسفۀ ذهن بدون توجه به مبانی الهیاتی این مسئله مطرح شده است از موضعی دروندینی و بر اساس «ارادۀ مطلق الهی در حفظ اینهمانی شخصی» به تبیین این مسئله پرداخته و تلاش کرده است تا در این تبیین نشان دهد در حل مسئلۀ اینهمانی شخصی و پاسخ به نقدهای آن لازم است به مبانی الهیاتی این مسئله توجه شود. در این پژوهش تلاش شده است تا از رهگذر مطالعۀ توصیفیـ تحلیلی آثار دیویس به نقد و بررسی این نظریه و میزان توفیق او در روششناسی استفاده از مبانی الهیاتی در پاسخ به مسائل فلسفۀ دین و ذهن پرداخته شود.