خداباوری و الگوی استدلال موفق
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 گروه فلسفۀ اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jpht.2023.359035.1005970چکیده
این پژوهش به پرسشِ «الگوی یک استدلال موفق در الهیات طبیعی چیست؟» پاسخ میدهد. سه معیارِ اقناعسازی، پذیرش مقدمات، و مورد انباشتی که به منظور توجیه/ ردّ خداباوری مطرح شدهاند با روشی تحلیلیـ انتقادی مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه آنکه هیچیک از این سه معیار از آنجا که از محدودیتهایی برخوردارند بهتنهایی معیاری مناسب برای استدلال موفق نیستند. انگارۀ اصلیِ مقاله آن است که باورهای دینی را نتیجۀ یک فرایندِ منطقیـ معرفتشناختی ببینیم و برای موفقیت استدلالهای دینپژوهانه به عوامل منطقی، معرفتی، هستیشناختی، محیطی، فرهنگی، تربیتی، تاریخی، و جغرافیایی توجه کنیم. بنابراین، به جای اعتقاد به یک معیار خاص، باید معیار را چنان «فرایند» در نظر بگیرید. این انگاره توجه ما را به چند نکتۀ مهم جلب میکند: 1. انتخاب معیاری واحد برای همۀ استدلالها یا سنجش یا دستهبندی استدلالهای مختلف بر اساس یک معیار مشترک چالشی پیچیده و سخت است؛ زیرا دربارۀ هدف، روش، منابع، و محدودۀ الهیات طبیعی اتفاقنظر وجود ندارد. 2. بهتر است روی مجموعِ مزیتها، جنبههای مثبت، و نقاط قوت معیارها به صورت یک کل تمرکز کنیم. 3. معیار یک استدلال موفق را به شکل تکبُعدی و نقطهای در نظر نگیریم! بلکه معیار را یک «فرایند» ببینیم؛ فرایندی که به هر معیار این امکان را میدهد که بهرغم توجه به تواناییهایش روی مزیت معیارهای دیگر تمرکز کند. 4. اگر معیار را یک فرایند بدانیم ارتباط و تعامل این سه معیار بنا بر نوع و مراحل و زمینۀ استدلال امکانپذیر خواهد بود تا بتوان در الهیات طبیعی از هر سه معیار در کنار هم و نه جدا از هم سود بُرد.