نقد غزالی بر آموزۀ تعلیم؛ مبنای معرفت‌شناسی دینی شیعۀ اسماعیلیه با روایت ناصرخسرو

نویسندگان

1 گروه فلسفۀ دین، پژوهشکدۀ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.22059/jpht.2023.351125.1005938
چکیده

یکی از عناوین مهم در فلسفۀ دین معاصر معرفت‌شناسی دینی است. این موضوع بیشتر با رویکرد تحلیلی مورد بحث قرار گرفته است. البته با رجوع به فلسفه‌های قاره‌ای نیز تلاش شده دیدگاه‌های فیلسوفان در این خصوص استنباط شود. با رجوع به آثار متفکران در سنت ایرانی‌ـ اسلامی می‌توان این مبحث را به‌خوبی پی گرفت. در این مقاله با روش توصیفی‌ـ تحلیلی به آموزۀ تعلیم که یکی از مهم‌ترین مبانی معرفت‌شناسی دینی شیعۀ اسماعیلیه محسوب می‌شود پرداخته می‌شود. بین اسماعیلیه (باطنیه، تعلیمیه) و امامیه تفاوت بسیار است. اما در یکی از کلیدی‌ترین عقاید، یعنی باور به امام معصوم و تبعیت از او، اشتراک نظر دارند. واکاوی نظریۀ تعلیم و نقدهایی که بدان وارد است می‌تواند به فهم بهتر نظریۀ امامت نزد امامیه مددرسان باشد. همچنین برای فهم معرفت‌شناسی دینی اسماعیلیه فهم آموزۀ تعلیم اهمیتی اساسی دارد. مسئلۀ این پژوهش واکاوی نقد غزالی بر آموزۀ تعلیم است.