تحلیل و بررسی جایگاه ایدۀ برابری جنسی در نظریه مجازات افلاطون (با تأکید بر نظریۀ نفس)

نویسندگان

1 دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

2 گروه فلسفۀ دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpht.2023.353833.1005946
چکیده

یکی از مباحث مهم مطرح شده در نظام فکری افلاطون و بویژه در مباحث نفس‌شناسانه، چرایی و چگونگی بهره‌مندی زنان از آموزش برابر با مردان، ضرورت ورود آنان در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، نظریۀ مجازات، و ایدۀ برابری جنسی است. در پژوهش حاضر که موضوع محوری آن ایدۀ برابری جنسی در نظریۀ مجازات افلاطون است، چند نکته اساسی و بنیادین به عنوان نتایج حاصل از این پژوهش مورد تأکید قرار خواهد گرفت: الف) از میان سه دورۀ حیات کلی نفس (حیات پیشین نفس، حیات همراه با بدن، و حیات پس از مفارقت از بدن)، افلاطون «مجازات» را مربوط به دورۀ میانی حیات نفس میداند. ب) مؤلفه‌های تعیّن بخش نظریۀ مجازات در نگاه افلاطونی، بیش از آنکه وابسته به عنصر جنسیّت بوده و معطوف به جسم و تن آدمی باشد، ناظر بر عنصر «نفس» است. ج) از نظر افلاطون، غایتِ مجازات حتی در مواقعی که ممکن است به تنبیه بدنی فرد بیانجامد؛ اولاً و بالذات، تربیت نفس است نه تنبیه بدنی. د) و نکته پایانی و مهم اینکه نیل به ثبات، امنیت و عدالت در جامعه که اساساً ایده‌آل افلاطونی است، تنها در سایۀ نظریۀ مجازاتِ فارغ از جنسیت امکان‌پذیر خواهد بود. از این رو، وی در نظام فکری خویش و بویژه در رسالۀ جمهوری، به دفاع از ایدۀ برابری جنسی در باب مجازات میپردازد.