پدیدارشناسی و تحلیل ساختاری-اندیشگانی رویکرد پکن در همکاری جامع راهبردی ایران-چین بر اساس نظریه "نقش"

نویسندگان

1 گروه روابط بین الملل، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، رفسنجان، ایران

2 گروه روابط بین الملل، واحد رفسنجان، دانشگاه آزاداسلامی، رفسنجان، ایران

3 گروه حقوق ، واحد رفسنجان، دانشگاه ازاد اسلامی، رفسنجان، ایران

doi
10.22067/irlip.2024.84477.1442
چکیده

مقدمه:پیش‌بینی‌های نظری، رویه‌های بین‌المللی و شواهد اثباتی و تجربی فراوانی در نظام جهانی از یک دوره گذار سریع و عمیق حکایت دارد که در آن قدرت‌های نوظهور جهانی و مجموعه‌های منطقه‌ای، در حال به چالش کشیدن ساختار سنتی قدرت در جهان هستند. هم‌افزایی چین و ایران در برخی از حوزه‌ها در این راستا قابل تفسیر است. بیان مسئله: عدم ادراک مناسب از این رابطه در ایران و بافت بین‌الملل و تمرکز تفاسیر و تحلیل‌ها بر محور متغیر آمریکا، و برخی خلأهای روش‌شناختی و معرفت‌شناختی در تحقیقات پیشین مانع از ایجاد یک فهم جامع و روا از این پدیده شده است. روش: بر همین اساس، تحقیق حاضر با استخدام نظریه نقش در نظام بین‌الملل، تلفیق پدیدارشناسی و تحلیل اثرات متقاطع و اعتباربخشی نخبگانی و نرم‌افزاری، ابعاد رابطه دو کشور تحت برنامه همکاری مشترک را از دیدگاه چین بررسی کرده است. یافته‌ها: نتایج نشان داد که رویکرد چین در رابطه با ایران متشکل از دو بعد ساختاری ( متشکل از ده متغیر) و اندیشگانی (متشکل از پنج متغیر) است که به ترتیب منجر به ساخت نقش‌های "ابرقدرت-قدرت میانه" و "ذینفع همسو" شده است. تحلیل اثرات متقاطع نیز نشان داد که نظام روابط دو کشور پایدار و فاقد متغیرهای ریسک است و بر همین اساس، ناپایدارسازی آن دشوار است. از طرف دیگر، به دلیل تنافی این نقش‌ها با دیگر نقش‌های بین‌المللی چین، چشم‌انداز بسط این رابطه را نیز دشوار کرده است.